نسبت به برخي افراد داشته. اميد که بتواند مفيد و راهنما و راهگشا باشد. يکي از ارزشمندترين سفارشاتي که از امام محمد باقر عليه السلام رسيده است وصيّتي است که به درخواست يکي از دوستان ايشان ارائه شده است. امام در پاسخ آن مرد فهيم تنها به گفتن سه جمله اکتفا کرده است. اما سه جملهاي که يک دريا سخن در آن و يک زندگي سعادت در آن نهفته است. 1ـ «اوصيک بتقوي اللّه؛ تو را به تقواي الهي در خودنگهداري توصيه ميکنم». اين جمله هر چند کوتاه است ولي اگر نگاه و نظري به قرآن داشته باشيم به خوبي ميفهميم که از جايگاه با عظمت و با اهميّت برخوردار است. در يک نگاه اجمالي به قرآن به اين نکات درباره تقوا برمي خوريم: تقوا، ملاک برتري فرد بر انسانهاي ديگر: «انّ اکرمکم عند اللّه اتقيکم»(1) تقوا، زمينه پذيرش هدايت الهي را فراهم ميکند: «هدي للمتّقين»(2) تقوا، وسيله براي دريافت علم الهي و ويژه است: «اتقواللّه و يعلّمکم اللّه»(3) تقوا، وسيله دريافت رحمت الهي است: «اتقوا لعلّکم ترحمون»(4) تقوا، معيار قبولي اعمال و طاعات: «انّما يتقبل اللّه من المتّقين»(5) تقوا، وسيله دريافت رزق از طرق غير منتظره: «و يرزقه من حيث لا يحتسب»(6) تقوا، وسيله براي در بن بست قرار نگرفتن: «و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً»(7) تقوا، عامل توجه و حمايت و همراهي خاص خداوند: «ان اللّه مع المتّقين»(8) تقوا، عامل عاقبت به خيري است: «والعاقبة للمتّقين»(9) تقوا، فلسفه عبادت(10) و بسياري از دستورات اسلامي چون روزه(11) و... ميباشد. 2ـ «وَ اِيّاکَ وَ المِزاح فَاِنَّه يُذهِب هَيبةَ الرّجُل وَ ماءَ وَجهِه؛ از شوخي بپرهيز، زيرا شوخي هيبت مرد و آبروي او را ميبرد.» البته بايد به نکاتي درباره "شوخي" توجّه داشت: يک: شوخي اگر از دائره حق خارج نشود ممدوح است. پيامبر اکرم صلياللهعليه وآله فرمود: «انّي امزح ولا اقول الّا حقّاً؛ من مزاح ميکنم ولي جز حق نميگويم»(12). بايد توجه داشت که در شوخي دروغ گفته نشود، غيبت کسي نشده و موجب آزار و تمسخر کسي نگردد و... دو: اصل شوخي و مزاح نمودن ممدوح است حضرت صادق عليهالسلام فرمود: هيچ مؤمني نيست مگر اين که در او از "دَعابه" وجود دارد، عرض کردم: دعابة چيست؟ فرمود: «المزاح».(13) اين مطلب بيانگر اين است که مومن بايد در روابط اجتماعي خود بشاش و اهل بگو و بخند باشد. سه: مزاح ممدوح نيز نبايد از حَد و مرز عبور کند و زياد شود و گرنه مذموم ميشود، پيامبر اکرم صلياللهعليهوآله فرمود: «کَثرَةُ المِزاح يُذهب بماءِ الوجه؛ زياد مزاح کردن آبروي انسان را ميبرد.»(14) با اين نکات روشن شد که در کلام حضرت باقر عليهالسلام نيز مقصود زياد شوخي کردن و از حق و اندازه خارج شدن است. 3ـ «و عليک بالدّعاء لاخوانک بظهر الغيب فانّه يهيل الرّزق، بقولها ثلاثاً؛(15) بر تو باد به دعا کردن براي برادرانت (از اهل ايمان) در غياب آنها، زيرا که اين کار روزي را سرازير ميکند، حضرت اين جمله را سه بار فرمود». دعا گاه براي مسائل دنيوي است و گاه مسائل معنوي و آخرتي، دعا براي دنيا گاه براي خود انسان است و گاه براي ديگران، و همين طور دعا در مسائل معنوي يا براي خود شخص است و يا ديگران. از بين اقسام دعا، بهترين دعا آن است که در حق برادران ديني و ديگران باشد. در اين باره زياد شنيدهايد. يکي از معروف ترين آنها ماجرايي است که امام حسن و امام حسين عليهماالسلام از حضرت زهرا سلام الله عليها نقل ميکنند. پيامبر اکرم صلياللهعليهوآله فرمود: «اذا دعا احدٌ فليعمّ فانّه اوجب للدّعاء و من قدّم اربعين رجلاً من اخوانه قبل ان يدعوا لنفسه استجيب له فيهم و في نفسه؛(16) هرگاه کسي خواست دعا کند دعاي خود را عموميّت دهد (و براي ديگران نيز دعا کند) زيرا فراگيري لازمتر است براي دعا نمودن، و کسي که جلو اندازد چهل نفر نفر از برادران (مؤمن) خود را قبل از دعا کردن براي خودش، دعايش در حق آنان و خودش مستجاب ميشود.» گروه دين و انديشه پي نوشت ها: 1. سوره حجرات، آيه 13. 2. سوره بقره، آيه 2. 3. سوره بقره، آيه 282. 4. سوره انعام، آيه 155. 5. سوره مائده، آيه 27. 6. سوره طلاق، آيه 3. 7. سوره طلاق، آيه 2. 8. سوره توبه، آيه 36. 9. سوره اعراف، آيه 128. 10. سوره بقره، آيه 21. 11. سوره بقره، آيه 183. 12. منتخب ميزان الحکمه، ص 464، ش 5797. 13. همان، ش 5801. 14. همان، ش 5804. 15. ميزان الحکمه محمدي ري شهري، ترجمه حميد رضا شيخي، دارالحديث، اوّل، 1377، ج 14، ص 6820. 16. بحارالانوار، محمد باقر مجلسي، داراحياء التراث، ج 93، ص 313، ح 17، منتخب ميزان الحکمه، همان، ص 184، ج 1، حديث 2143. وشته شده توسط راه فردا روز:دوشنبه 10 اسفند 1388 ساعت 12:04 ب.ظ لينك ثابت | نظرات (0) |عضويت در ميعادگاه ايرانيان برچسب ها: دعاي پولدار شدن ، احاديث گهربار در اين مقاله سعي داريم چهار کليد موفقيت را به شما معرفي کنيم البته نوعي از موفقيت که در آينده شغلي شما و کسب در آمد بيشتر کمک کننده باشد. مطمئنيم شما نيز مي توانيد موفقيت خود را با آن ها تضمين کنيد … راز و رمز پولدار شدن راز و رمز پولدار شدن. برگرد… در اين مقاله سعي داريم چهار کليد موفقيت را به شما معرفي کنيم البته نوعي از موفقيت که در آينده شغلي شما و کسب در آمد بيشتر کمک … – راز و رمز پولدار شدن راز و رمز پولدار شدن سعي داريم چهار کليد موفقيت را به شما معرفي کنيم البته نوعي از موفقيت که در آينده شغلي شما و کسب در آمد بيشتر کمک کننده باشد. … – راز و رمز پولدار شدن راز و رمز پولدار شدن. سايت بزرگ تفريحي آموزشي www.pcparsi.com. اين مقاله سعي داريم چهار کليد موفقيت را به شما معرفي کنيم البته نوعي از موفقيت که در آينده … – راز و رمز پول دار شدن نقشه شما براي تبديل شدن به فردي برجسته ،در حرفه خود چيست؟ و چگونه ميزان برتري خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در يک زمينه کاري اندازه مي گيريد؟ … – راز و رمز هاي موفقيت و پولدار شدن 3 posts - 2 authors - Last post: Dec 13, 2009هميشه بگو: من از همه پولدارترم! [براي مشاهده لينک لطفا ثبت نام کنيد . ] تجربه نشان داده که خيليها معتقدند وقتي صحبت پول و خوشبختي است هيچ. – رمز و راز پولدار شدن از خود بپرسيد:« کدام مهارت است که اگر آن را در خود تقويت کنيد بيشترين اثر مثبت را در حرفه شما به جا مي گذارد؟ پاسخي که به اين سؤال مي دهيد را به عنوان يک … – شخصي (احمد زرنگ) – راز و رمز پولدار شدن احمد زرنگ. سينما. مهندسي پزشکي. برق. دانلود. lost .موبايل. نرم افزار .پروژه. سنسور. ايران. دانشگاه. کارشناسي ارشد آمريکا دانشگاه آزاد انتخاب رشته پزشکي … – راز و رمز پولدار شدن – vista.ir آموزش استخدام املاک امور مالي و اداري پوشاک تبليغات چاپ و بسته بندي حراج حمل و نقل خدمات بازرگاني خدمات پزشکي و درماني خدمات ساختماني خدمات صنعتي خدمات … – لحظه اي براي خنده … – راز و رمز هاي موفقيت و پولدار شدن راز و رمز هاي موفقيت و پولدار شدن. هميشه بگو: من از همه پولدارترم! تجربه نشان داده که خيليها معتقدند وقتي صحبت پول و خوشبختي است هيچ يک از اين تفکراتمثبت، … – dreams dreams – راز و رمز پولدار شدن – براي تازه تر شدن دير نيست – dreams. … راز و رمز پولدار شدن. نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ?? بهمن ماه سال ???? توسط ايمان | ? … – مقاله راز و رمز هاي موفقيت و پولدار شدن فقر نتيجه* تفکر فقيرانه* است* اگر ثروت* مي*خواهيد نوع* تفکر خود را عوض* کنيد. تصور کنيد يکي* ازدوستانتان* هميشه* مقروض* است* و معتقد است* که* تا ابد براي* … – بازي روزگار پولدار شدن-جايزه- کلي مطلب -دانلود-پول-کسب درآمد … راز و رمز هاي موفقيت و پولدار شدن. فقر نتيجه تفکر فقيرانه است اگر ثروت ميخواهيد نوع تفکر خود را عوض کنيد. تجربه نشان داده که خيليها معتقدند وقتي صحبت پول و … – راز پولدار شدن password question : اين قسمت يک سوال امنيتي است براي وقتي که رمز عبور …. کلمات کليدي: راز پولدار شدن – چگونه پولدار شويم – پولدار شدن به راحتي – کسب درآمد … – پولدار شدن | فکر اول راز و رمز پولدار شدن در اين مقاله سعي داريم چهار کليد موفقيت را به شما معرفي کنيم البته نوعي از موفقيت که در آينده شغلي شما و کسب در آمد بيشتر کمک کننده … … – راز و رمز پولدار شدن گفتگوي آزاد-راز و رمز پولدار شدن. … ? Guest(s). آغاز کننده: kar1591. ارسال ها: ?? بازديد ها: ??? راز و رمز پولدار شدن. Tags: راز, رمز, پولدار, شدن, … – کليد اول تخصص عبارت است از توانايي شما در بکار بستن استعدادتان آنهم در قسمتي حياتي که براي شما يا مشتريانتان ارزشمند است. انتخاب اين قسمت که در چه زمينه اي تخصص داشته باشيد در موفقيت بلند مدت شما بسيار تعيين کننده است. شما در چه زمينه اي تخصص و مهارت داريد؟ جنبه هاي مثبت خود را تقويت کرده ، موارد ضعيف را در اولين فرصت ممکن ، شناسائي و اصلاح نمائيد. کليد دوم تمايز عبارت است از اينکه چگونه در يک يا چند زمينه که تخصص داريد يا کارايي شما بهتر است برتري خود را نشان دهيد. توانايي شما در متمايز کردن خود براساس کيفيت کار بالا بسيار مهم و کانون فعاليت شغلي شماست. شما به عنوان يک فرد بايد حداقل در يک زمينه کاري برتر باشيد. اگر از کارفرما يا کارمندان شما درباره شما بپرسند: «برتري او در چه زمبنه اي است؟» آنها چه جوابي در مورد شما خواهند داد؟ در کدام قسمت کار ،شما برجسته هستيد؟ چه کاري را بهتر از هر کسي انجام مي دهيد؟ چه کاري را اگر شما انجام دهيد سود زيادي نصيب سازمان شما مي شود. اگر تاکنون در حرفه خود يک زمينه را مشخص نکرده ايد تا در آن بهترين باشيد، بايد زودتر اقدام کنيد. نقشه شما براي تبديل شدن به فردي برجسته ،در حرفه خود چيست؟ و چگونه ميزان برتري خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در يک زمينه کاري اندازه مي گيريد؟ اين اندازه گيري، استاندارد شما را براي کارايي نشان مي دهد. بهترين بودن در يک زمينه مهم از شغل و حرفه شما بيشتر از هر چيزي به پيشرفت شما کمک مي کند. اغلب شما مي توانيد خط مشي شغلي خود را با توجه به نياز مشتريان مهم براي ساختن آينده تغيير دهيد. کليد سوم تقسيم بندي عبارتست از توانايي شما در مشخص کردن افراد و سازمانهايي که سود بيشتري براي شما دارند. نحوه کار بدين صورت است که شما به طور واضح مهمترين مشتريان خود را مشخص مي کنيد. و براي جلب رضايت اين گروه خاص از مشتريان تصميم گيري مي کنيد. اغلب شما مي توانيد خط مشي شغلي خود را با توجه به نياز مشتريان مهم براي ساختن آينده تغيير دهيد.. تا با نياز آنها آشنا شويد. کليد آخر تمرکز عبارتست از توانايي شما در تمرکز ذهني بر روي خدماتي است که براي آن شخص يا سازمان اهميت دارد. اين چهار استراتژي نقطه کانوني حياتي براي رسيدن به دست آوردهاي فوق العاده در سازمان و حرفه شماست. توجه: از خود بپرسيد:« کدام مهارت است که اگر آن را در خود تقويت کنيد بيشترين اثر مثبت را در حرفه شما به جا مي گذارد؟ پاسخي که به اين سؤال مي دهيد را به عنوان يک هدف بنويسيد و براي آن يک ضرب العجل تعيين کنيد. براي خود طرح و نقشه داشته باشيد و براي رسيدن به هدف پر تلاش باشيد تا بر آن نائل شويد. اين کليد واقعي رسيدن به موفقيت شغلي است آنچه در زير خواهيد خواند تحليلي است علمي بر دروغي بزرگ با پوشش زيباي بازاريابي اينترنتي يا نتورک مارکتينک که همانند خوره به جان کشورهاي جهان سومي و اقتصاد بيمار آنان افتاده: چند وقتي است عده اي با وعده هاي دروغين : يک شبه پولدارشويد. چقدر حقوق در ماه ميخواهيد؟ بيش از 4000 $ در ماه نميتوانيد بدون زحمت از ما دريافت کنيد! شما پولدار خواهيد شد. به جمع پولداران خوش آمديد و ... جوانان بيگناه و خانواده هاي ايراني را فقط بخاطر سود بيشتر خودشان سرکيسه ميکنند و به آنها وعده هاي دروغين داره و وارد بازي بي پايان شرکتهاي هرمي ميکنند. ولي بهتراست قبل از واردشدن به جمع اين فريب خوردگان کمي در مورد بازاريابي شبکه اي اطلاعات داشته باشيد و با چشم باز خود را در آن قرق کنيد. بازاريابي شبکه اي Network Marketing روشي است که در آن يک مشتري، مشتريان ديگري را براي فروشنده پيدا ميکند و براي کالاي او تبليغ ميکند، همان کاري که خيلي از فروشندگان از مشتريانشان ميخواهند و ما خواسته يا ناخواسته براي خيلي از محصولاتي که از کيفيت آنها راضي هستيم انجام ميدهيم. ولي درشرکتهاي هرمي ، آنها از مشتريانشان ميخواهند کالاهايشان را (که دربرخي موارد هرگز وجود خارجي ندارد) به چندين برابر ارزش واقعي آن بفروشند و از محل اين گرانفروشي درصدي را براي خود بردارند که البته وقتي به اين جريان از ديد رياضي نگريسته شود ، متوجه خواهيم شد سودي که بازاريابان (فريب خوردگان) در اين هرمها ميبرند خيلي خيلي کمتر از سودي است که شرکتهاي هرمي در قبال فروش محصولاتشان ميبرند . حال خود را به جاي شخصي ميگذاريم که از اين شرکتها خريد نموده و گول آنها را خورده است. در ابتدا او روياي شيرين درآمد چند ميليوني در ماه را در سر دارد و فکر ميکند که تمام مشکلاتش را آن شرکت حل خواهد نمود و آنرا به نزديکان خود نيز توصيه مينمايد ، و از روي دوستي کورکورانه آنها را گاهي مجبوربه فروش مايملک خود و خريد محصول از شرکتهاي هرمي مينمايد و چون اين مورد بيشتر در بين دوستان و نزديکان صورت ميگيرد (وشرکتهاي هرمي نيز بيشتر از فريب خوردگان خود ميخواهند که ابتدا فروش کالايشان را در بين بستگان و دوستان صميمي خود شروع کنند و از اعتماد آنها به يکديگر سوء استفاده مينمايد )، فريب خوردگان جديد در صورت زيان راضي نميشوند که از بالاسريهاي خود شکايت کنند و درخواست جبران خسارت نمايند. و وقتي کسي با خريد محصولي وارد اين گردونه ميشود، علاوه بر اينکه خسارت جبران ناپذيري را به اقتصاد جامعه و کشور خود وارد مينمايد، خود را نيز وارد يک بازي ناتمام نموده که همواره گريبان گير او خواهد بود. او حال مجبور است يکي از 2 راه زير را انتخاب نمايد: 1- از پولي که در اين راه داده بگذرد و آنرا کلاه برداري فرض کند. 2- دو يا چند نفر ديگر را پيدا کند و فقط براي رسيدن به هدفش ( با اينکه ميداند کاري که دارد انجام ميدهد درست نيست ) سرشان را کلاه بگذارد. اگر راه حل اول را برگزيند (که خيلي ها مجبور به انجام آن ميشوند) ، بالاسري او مجبور است جور آنها را کشيده و يک نفر ديگر را وارد هرم کند و گردونه ادامه يابد. و اگر راه دوم را انتخاب کند، ... بايد مراقب خود باشيد. در مورد شيوه هايي که اين شرکتها برميگزينند جالب است بدانيد که آنها کاملاً از روشهاي روان شناختي براي کار خود سود ميبرند و براي دام انداختن سوژه خود و توجيه کردن او، از پيشرفت تکنولولژي و شيوه هاي جديد فروشندگي و اينترنت و... صحبت ميکنند و ميگويند اين شيوه فروش مدرنترين و بهترين شيوه فروش محصولات است و خريدار فکر ميکند که واقعاً در تمام دنيا دارند با اين روش کار ميکنند حال آنکه اين شرکتها فقط در کشورهاي جهان سوم فعاليت ميکنند و ميتوانند مردم آن کشورها را سرکيسه کنند. و برخي مجلات و هفته نامه ها نيز فقط براي سود بيشتر تبليغات آن شرکتها را انجام ميدهند. حال موضوع را از جنبه علمي و رياضي آن مورد بررسي قرار ميدهيم: اساسي ترين مشکل در بازاريابي هرمي، محدود بودن حجم جوامع است، يعني اگر فرض را بر اين بگيريم که تمام مردم کشور ايران بخواهند محصولات شرکتي مثل گولدکوئيست را خريداري نمايند، و جمعيت ايران را 65 ميليون نفر در نظر بگيريم، يک نفر ايراني را در راس هرم قرار دهيم و فرض کنيم که همه خريداران محصولات بتوانند 2 مشتري جديد براي آن شرکت دست و پا کنند( بهترين حالت ! ) ، پس از 16 مرحله ( 65.536.000=216) ديگر تمام ايرانيها اط آن شرکت هرمي محصول را خريداري نموده اند و ديگر هيچ کسي باقي نميماند که در اين کشور محصول شرکت خاص ( مثلاً گلدکوئيست) را نخريده باشد و حال همه فروشنده اند و بايد دنبال خريدار جديد باشند ، پس کو خريدار؟؟؟ مگر اينکه تمام 65 ميليون ايراني به خارج از کشور سفر کنند و محصولشان را به خارجيان بفروشند تا ميلياردها دلار پول از دست رفته و خارج شده را به اقتضاد مملکت برگردانند که اين عمل نيز غير واقعي و دور از عقل است. پس مجبوريم قبول کنيم علت اينکه شرکتهايي مثل گولدکوئيست تاکنون دوام آورده اند، اين است که همه نميتوانند پس از عضويت در اين شرکتها مشتريان جديد را پيدا کنند و اصطلاحاً ازگردونه اوت ميشوند. و فقط 3% افراد در اين گردونه سود ميبرند و براي آن حاضرند هرکاري بکنند. پس نگذاريم ملت متمدن ما بازيچه دست بيگانگان و شرکتهاي هرمي آنها شوند و آنها به ما بخندند. بياييد در عمل ثابت کنيم متمدن ترين ملتها هستيم !! نظر شما چيست ؟ لطفا نظرتان را جهت درج در اين صفحه در قسمت مشاوره و تماس براي هموطنان عزيز ارسال کنيد. با تشکر- مهدي حکيمي 5-11-1385 نظرات ارسال شده دوستان : 1) طبيعي است که سوداگران از عقب ماندگي فرهنگي، فکري و اطلاعاتي ما در فکر پر کردن جيب خود باشند. سئوال اينست که ما براي جلوگيري از اين سو استفاده ها چه کرده ايم. جلوي گلد کوئيست را بعد از ساليان دراز آنهم نه بطور کامل گرفتيم. برنامه بعدي حتماً در راه است، شک نکنيد. ارسال شده در تاريخ 1386/2/6 2) راست ميگوييد، خود من هم در سال 1384 پس از اسرار بسيار زياد صميمي ترين دوستم ( که حاضرم بخاطرش هر کاري را بکنم) حاضر به خريد محصولي از شرکت گلدکوِيست شدم { يک عدد ساعت 500 دلاري که بعد از خريد آن متوجه شدم ارزش واقعي آن در بازار 30 هزار تومان است و من بابت آن بيش از 550هزارتومان پرداخت نمودم } البته دوستم بدليل شستشوي فکري گمان ميکرد دارد به من خدمت ميکند و خلاصه وارد گود شدم و در ابتدا ميخواستم برادر و خواهر و دايي خودم را هم به اصطلاح خوشبخت کنم ولي بعد از چند ماه متوجه شدم که اين کار از اساس اشتباه بوده و نبايد وارد اين کار ميشدم و حاضر به زيان ديگران هم نشدم چون قبول دارم که پولي که از اين راه عايدم ميشود به هيچ عنوان حلال نيست و تازه بعد از 3 سال آن ساعت بي ارزش هم به دستم نرسيده البته توجه داشته باشيد که منظور ما از طرح مقاله ي قبل با نام « پدر و مادر هاي جوان بخوانند» وعنوان اين موضوع که فرزندان آنچه مي شوند که ما هستيم نه آنچه که آرزو داريم ، نااميد کردن والدين از تربيت فرزندان و يا بيخاصيت نشان دادن روشهاي تربيتي نيست، بلکه تلاش ميکنيم راه حلي بيابيم تا در اين امر مهم، موفقيت بيشتري کسب کنيم .در ادامه ، نظر شما را به چند نکته ي مهم جلب ميکنيم که توجه به آنها ميتواند در کسب نتيجه ي بهتر تا حد زيادي موثر باشد. ?- اگر ميخواهيد فرزنداني خوب و شايسته داشته باشيد با دقت در رفتار و کردار خودتان، خودسازي کنيد و معايب اخلاقي و رفتاريتان را از بين ببريد. حتي اگر هنوز صاحب فرزند نشدهايد ، بدانيد اگر همهچيز درست باشد بالاخره روزي ميرسد که خواه ناخواه الگوي فرزندانتان ميشويد ، مراقب باشيد که مبادا در آنروز باعث بروز صفات و خصوصيات زشت و بد در او باشيد. حضرت صادق (ع) در اين مورد فرمودهاند که وقتي ميخواهيد کسي را به انجام کاري دعوت کنيد با حرف زدن و گفتن زباني، اينکار را نکنيد (بلکه با عمل تان او را به انجام آن کار تشويق نماييد.) 2- معمولا وقتي والدين چندين بار درباره ي رفتار و خصلت زشتي از فرزندشان به او تذکر دادهاند و فايده نداشته ، چنين جملاتي بر زبان ميآورند : «اين بچه ذاتش خراب است» ولي توجه داشته باشيد که جملاتي اين چنيني هرگز مسئوليت شما را در بروز اين خصلتها کاهش نميدهد. بنابراين با توسل به اين حرفها خودتان را توجيه نکنيد ، بلکه با دقت و ظرافت، ريشه ي اين معضل را در رفتار خودتان و همسرتان جستجو کنيد. حضرت رسول اکرم (ص) در اينمورد ميفرمايند: «پدر و مادري که با رفتار و گفتارشان موجب بروز صفات بد و بدکاري در فرزندانشان ميشوند و به اين وسيله باعث نارضايتي خودشان از فرزندشان ميشوند از رحمت خدا دور هستند.» 3- يکي از نکات بسيار مهمي که احتمالاً در ذهن خيلي از خوانندهها ايجاد شبهه نموده ، نقش جامعه ي اطراف و ميزان تأثير همکلاسيها و همسايهها و بچههاي فاميل بر رفتار فرزندان است. اين موضوع به هيچوجه قابل انکار نيست ولي توجه داشته باشيد که با رفتار درست و دقت در بعضي از موارد تربيتي و ا خلاقي، ميتوان عوارض بد و ناپسند اين تعاملات و رفت و آمدهاي ناخواسته با محيط بيرون از منزل را به طرز چشمگيري کاهش داد ، به چند نکته مهم در اين مورد توجه کنيد: الف- به کودکانتان ياد بدهيد که براساس عقل و شعور تصميم بگيرند و انجام بعضي کارهايي که دلشان ميخواهد و دوست دارند،به صلاحشان نيست . اگر ياد بگيرند در مواجهه با هر موضوعي معايب و منافع آنرا بسنجند و به آخر و عاقبت آن فکر کنند خيلي از مشکلات کاهش پيدا ميکند . ب- در بسياري از خانوادهها تحت عنوان «آبروداري» و «مردمداري» بسياري از مشقات و تکلفات به اعضاي خانواده تحميل ميشود. به اين عبارات توجه کنيد :«جلوي فلاني اينکار را نکن، ممکن است برايت حرف در بياورند» و يا «خواستم بروم آنجا، ولي گفتم يک وقت فلاني ميبيند، آن وقت جلوي حرف مردم را نميشود گرفت» ،« بالاخره بايد مردمدار بود» رواج چنين فرهنگي در خانواده به معني اهميت بيش از حد قائل شدن براي اطرافيان و اجتناب از حرف و نقل آنهاست و فرزندي که در چنين فضايي رشد ميکند ، در برخورد با دوستان و همسايگان حاضر است خيلي از کارها را انجام دهد تا باعث ناراحتي ديگران نشود ، براي خودتان و اعضاي خانواده خطمشي و چهارچوبي مشخص کنيد که براساس آن و با کمترين توجه به حرف ديگران کارهايتان را تنظيم کنيد، مثلاً هيچ وقت با قرض و بدهي براي آبروداري مهماني نگيريد و همچنين به فرزندانتان بياموزيد براي ديگران و نظراتشان تا حدي ارزش قائل شوند که براي جلب رضايت اطرافيان مجبور نباشند پا روي ارزشهايشان بگذارند. ج) نکته ي مهم ديگري که باعث کاهش آسيبهاي رفتاري جامعه بر فرزندان ميشود اينست که ارضاي ظرفيت عاطفي در خانواده و ابراز محبت به اندازه ي نياز باعث ميشود کودکان بيرون از خانه در جستجوي «دوست داشته شدن» نباشند. گاهي اوقات عشق و علاقهاي که به آنها داريد را اظهار کنيد و بهتر از همه، اينکه در خانه به آنها احترام بگذاريد و هرگز تحقيرشان نکنيد، چون نتايج زيانبار اينکار دامن خودتان را خواهد گرفت. پيامبراعظم (ص) در اينمورد فرمودهاند: «به فرزندانتان احترام بگذاريد و با آنها مودبانه برخورد کنيد.» 4- يکي از جرياناتي که مدتهاست در جامعه ريشه دوانيده، روشنفکرنمايي اشتباه است. طوريکه پدر و مادرها با گرفتن ژستهاي روشنفکر مآبانه بسياري از نکات تربيتي و ارزشي را ناديده ميگيرند و در برخورد با کارهاي خلاف اخلاق فرزندانشان مسامحه و سهل انگاري ميکنند. ديدن فيلمهاي نامناسب در حضور فرزندان، يکي از اين موارد است. در اين فيلمها روابط زن و مرد و يا لباسها و رفتارهاي آنها، با ارزشهاي ديني و عرف جامعه ما، همخواني ندارد. بعضي از والدين در توجيه اينکارشان ميگويند: «اگر اين چيزها را در خانه پيش خودمان ببيند بهتر از اينست که با ديگران اين فيلمها را تماشا کند» و يا «نميخواهم بچهام چشم و گوش بسته باشد» يکي ديگر از اين موارد پوشيدن لباسهايي با پوشش کم مادران در خانه و با حضور پسران نزديک به سن بلوغ است . بعضي از اين مادران وقتي با اعتراض مواجهه ميشوند ميگويند: « الان که مثل قديم نيست. دنيا عوض شده!» ولي توجه کنيد که غريزه دوران قديم و دوران جديد نميشناسد. بنابراين، حرفهاي پوچ و بياساسي که در مذهب و فرهنگ ما جايگاهي ندارند را رها کنيد و به فکر سلامتي اخلاق فرزندانتان باشيد. 5- انجام فرايض مذهبي و دعوت و تشويق فرزندان به اين امور، موجب ايجاد تثبيت بسياري از صفات پسنديده در انسان ميشود و بسياري از صفات ناپسند و مذموم را از انسان دور ميکند. کسي که خود را مقيد به خواندن نماز ميکند طوريکه با هيچ عذر و بهانهاي آنرا ترک نميکند. مسئوليتپذير و جدّي در انجام وظايف بار ميآيد. در ضمن خداوند تلويحاً در قرآن فرموده است که نماز باعث تواضع و اجتناب از تکبر و غرور ميشود. روزه ماه رمضان به انسانها ميآموزد رنج و مشقت را تحمل کنند و خواب و خوراک مانع آنها براي رسيدن به اهدافشان نباشد. موضوع ديگري که لازم است در اين باره مطرح شود و در نکته ي قبل تحت عنوان روشنفکر مآبي آورده شد اينست که بعضي از پدر و مادرها در برابر سهلانگاريها و بيتوجهيهاي فرزندان به واجبات مذهبي، اين امور را شخصي و فردي قلمداد ميکنند و يا ميگويند عيسي به دين خود و موسي به دين خود. در صورتيکه خداوند در قرآن خطاب به لقمان ميفرمايد که خانوادهات را وادار به نماز خواندن کن (و امر اهلک بالصلوة) در ضمن پيامبر بزرگوار(ص) در اين مورد هشدار داده و فرمودهاند: «واي بر فرزندان آخرالزمان از پدرهايشان. چون هيچکدام از فرايض مذهبي را به آنها نميآموزند و فقط به اين قانع هستند که بچههايشان متاع بيارزش دنيا را به دست آورند.» 6- و اما اساسيترين نکتهاي که هرگز نبايد فراموش شود، امام سجاد (ع) ميفرمايند: «خدايا ، در تربيت و ادب و اصلاح فرزندانم به من کمک کن» همگي ميدانيم که هيچ کاري بدون کمک و خواست الهي انجام نميگيرد. بنابراين براي تأديب و پرورش و تربيت فرزندانتان، فقط به عقل خودتان و يا کتابهاي ريز و درشت تربيتي و روانشناسي اکتفا نکنيد، بلکه دائماً از خدا کمک بخواهيد و براي موفقيت در اين امر مهم و حياتي، دعا کنيد . يک تذکر: ممکن است بعضي از افراد از مطالب مطرح شده برداشت انحرافي داشته باشند و با خواندن اين مقاله، خصلتها و رفتارهاي ناپسند در وجودشان را تقصير پدر و مادر بدانند. ولي متوجه باشيد که خداوند چنين بهانههايي را نميپذيرد. بلکه در قرآن ميفرمايد که اگر کسي طالب خوشبختي و عاقبت به خيري است بايد خودش معايب اخلاقيش را از بين ببرد (قدافلح من زکّيها) و کسي که مشقتهاي خودسازي را تحمل نکند و دنبال بهانهباشد خودش را بدبخت ميکند (و قد خاب من دسّيها) بياد داشته باشيد علاقه ي پدر و مادر نسبت به شما حدّ و اندازه ندارد، آنها با عشق و علاقه ي فراوان هر کاري که از دستشان برآمده برايتان انجام دادهاند. ولي هيچ انساني کامل نيست و هر کس نقايص خودش را دارد، شما هم قطعاً کاملترين پدر يا مادر دنيا نخواهيد شد. بنابراين به جاي سوء برداشت از اين مطلب به فکر اصلاح و تهذيب خودتان باشيد. تبيان – خانواده وزندگي آينده براي همه ما مهم است به ويژه اين که باقيمانده عمرمان را در آن مي گذرانيم. فرداهايي که پيش روي ماست براي پسران و دختران امروز، از اهميت بيشتري برخوردار است. در اين ميان نقش حياتي تعليم و تربيت در خانواده، روز به روز بيشتر مي شود و قطعاً غفلت از اين نقش تبعات منفي فراواني به همراه خواهد داشت. در جهان امروز هر جا سخن از توسعه باشد، مشارکت به عنوان يک شاخص اصلي مطرح است. خانوادهِ توسعه يابنده به لحاظ فکري، خانوادهاي است که همه افراد آن در تعليم و تربيت مشارکت داشته باشند. شايد مشکل ما از آنجا شروع شد که تعليم و تربيت را امري يک سويه ديديم و فکر کرديم تنها اين پدر و مادر هستند که بايد وظيفه تعليم و تربيت را به عهده داشته باشند. با چنين نگرشي بديهي است فرزندان، به خصوص جوانان، از اين حيطه بيرون گذاشته مي شوند و پدر و مادر حاضر نيستند از آنان بياموزند. يکي از علل دوري نسلها و اين که فرزندان از پدر و مادر به لحاظ ذهني فاصله مي گيرند و در واقع حرف يکديگر را نمي فهمند اين است که فرزندان احساس مي کنند هيچ نقشي در زندگي و در خانواده ندارند و همواره بايد بچه هايي حرف گوش کن باشند. جوان تعريفي از «خود» در خانواده ندارد و خانواده نيز تعريفي از «جواني» ندارد. متأسفانه تصوير ذهني اغلب پدر و مادرها از فرزندان خود با واقعيت موجود آنها همخواني ندارد. يعني پدر و مادر در تصوير ذهني شان جوان خود را بچه مي بينند؛ بچه اي که هنوز به حمايت افراط گونه نياز دارد. با چنين تصويري طبيعي است که نمي توانند نقشي براي فرزندان خود قائل شوند. دو شيوهِ کلي در تعليم و تربيت دنياي ما از قانون علت و معلول پيروي مي کند و هر پديدهاي معلول علتي است. رفتارها، گرايشها، تفکرات و نوع ارتباط فرزندان با خانواده، با جامعه و حتي با خودشان معلول علتي است که آن را مي بايست در شيوه تعليم و تربيت والدين جستجو کرد. به عبارت ديگر، شيوه تربيتي نرم افزاري است که ذهنيت فرزندان با آن برنامه ريزي مي شود و شکل مي گيرد. دو شيوه کلي در تعليم و تربيت خانواده مي توان نام برد؛ «کنترل کردن» و «هدايت کردن». در خانوادهاي که شيوه اول اعمال مي شود، آن هم به شکل پادگاني آن، هيچ راهي براي مشارکت فرزندان در تعليم و تربيت پيکره خانواده باقي نمي ماند. در اين شيوه، فرمانها و دستورات از بالا صادر مي شود و فرزند ملزم به اجراي فرامين است. به اين ترتيب فرزند روزبه روز از خانواده و مناسبات آن فاصله مي گيرد و به سمت گروههاي همسن خود کشيده مي شود. از ويژگيهاي اين گروههاي همسن اين است که همه افراد از طرف ديگران مورد پذيرش قرار مي گيرند (همه يکديگر را قبول دارند) و در اين نوع گروهها مشارکت و هدايت، يادگيري و ياددهي دوجانبه به معناي واقعي وجود دارد. يکي از اصول روان شناختي مي گويد: انسان هنگامي ارتباط برقرار مي کند که احساس امنيت کند؛ بنابراين در خانوادهاي که شيوه کنترل کردن افراطي را انتخاب کرده، چون مشارکت و تبادل نظر وجود ندارد، فرزندان احساس بيگانگي و ناامني مي کنند و همه حرفهاي خود را با والدين در ميان نمي گذارند. از دغدغههاي تربيتي والدين اين است که مي گويند: فرزندان ما اعتماد به نفس ندارند. اين مسئله را پيش از هر چيز مي بايست در ايفاي نقش والدين بررسي کرد. والديني که به حکم والد بودن براي خود نقش صاحب قدرت را قائلند (پدر سالار يا مادر سالار) و نه نقش يک رهبر و هدايت کننده، مي خواهند به وسيله اهرم هاي مداخله، فرزندانشان را کنترل کنند. چنين فرزنداني فضاي مناسبي در خانواده نمي يابند تا بتوانند توانايي خود را بروز دهند. راهي براي پذيرش و اعتماد دادن به فرزندان در خانواده آگاهي دادن و آگاهي گرفتن است. به اين مفهوم که والدين، هم بايد به فرزندان بياموزند و هم آمادگي يادگيري از آنها را داشته باشند. در اين صورت است که نيازهاي فکري فرزندان و والدين برآورده مي شود. لينک ها بحران و نابساماني در خانوداه امروزي مديريت خانواده؛ برنامه اي مدون براي زندگي مهمترين عوامل تهديد کننده پايداري خانواده خانواده از خداوند اعتبار مي گيرد رازهاي يک خانواده خوشبخت! 10 قانون طلايي ازدواج موفق کتاب هاي « روان شناسي »، « خانواده »، « زنان » و « متفرقه » در فروشگاه اينترنتي تبيان ?) انضباط – کنترل فردي ?) سخت کوشي – بيش از سايرين خوب به هر حال هيچ يک از اين دو مورد کارهاي جالبي به نظر نمي رسند و با برنامه هاي تبليغاتي که شعار "با شرکت در مسابقه ما يک ميليون دلار مي بريد" همخواني ندارند؛ اما به راستي تا کنون به اين مطلب فکر کرده ايد که چگونه مي توانيد پولدار شويد؟ البته منظور من پولدار شدن هاي يک شبه نيست، بلکه پولدار شدن از طريق برنامه ريزي مي باشد. به خواندن ادامه دهيد تا ببينيد از همين امروز چه کارهايي ميتوانيد انجام دهيد تا فردا پولدارتر شويد. همه ما براي خود داستاني در مورد پول هايمان داريم که من به آن "نقشه پولها" ميگويم. اين درست همان راهي است که شما در ذهن براي خود خلق کرده و به صورت ناخودآگاه در زندگي آنرا دنبال مي کنيد. اين نوع طرز تفکر مي تواند شما را به پول نزديک تر کرده و يا از آن دورتر کند. براي بيشتر ما که هميشه در طول زندگي خود عباراتي نظير: "ما قدرت خريد آنرا نداريم" ، "من که پول چاپ نمي کنم" ، "هيچ کسي نيست که هم پولدار باشد و هم خوشحال" را از زبان اطرافيانمان مي شنويم، به اين نتيجه مي رسيم که پس انداز پول کار دشواري است؛ اما نبايد با اين طرز تفکر غلط براي خود محدوديت ايجاد کنيد و ميزان سپرده حسابتان هميشه زير صفر باشد. بايد نوعي بازبيني مجدد بر روي دخل و خرج خود داشته باشيد. بايد تمام تصورات غلط را در ذهن خود دور بريزيد و خودتان را از نظر اقتصادي مستقل کنيد. نحوه تفکر خود بر روي پول و افراد پولدار را تغيير دهيد. دکتر "هارو اکر" نويسنده کتاب: "اسرار ذهن ميليونر" معتقد است که بايد به برخي چيزها اعتراف کنيد. ? حالا چرا اعتراف و نه اثبات؟ بر اساس فرهنگ لغت اعتراف يعني: "پذيرفتن يک بيانيه و يا موقعيت با ميل و رغبت باطني" بنابراين اگر در زندگي خود به دنبال موفقيت هستيد، بايد داستان پول هاي خود را بازبيني کرده و آن را از نو بازنويسي نماييد. شايد در نگاه اول اين امر قدري دشوار به نظر برسد، ولي آيا مي خواهيد قدري کارهاي دشوار انجام دهيد و پولدار باشيد و يا نه ترجيح مي دهيد راحت طلب و بي پول باشيد؟ اين مقاله بحثي است در متدولوژي معرفت شناسي در سطح کلان، و در سطح خاص مبحثي در مورد دو رويکرد يا پارادايم در جامعه شناسي که داراي دو باور متناقض در بکارگيري دو روش متفاوت در مطالعه و تحقيق در باب پديده هاي اجتماعي دارند، و رهيافت ديگري که در انتقاد به به اين دو رهيافت در بررسي پديده هاي اجتماعي پديد آمد. از ديدگاه رهيافت يا پارادايم (پوزيتيويستي)، تفاوتي در روش تحقيق پديده هاي طبيعي و پديده هاي اجتماعي وجود ندارد. به عبارتي، در جهان يک نوع از پديده ها وجود دارد وآن هم پديده هاي طبيعي است، لذا يک روش تحقيق براي رسيدن به دانش علمي در مورد اين پديده ها وجود دارد و آن روش علمي است. از طرفي پارادايم ديگر(تفسيرگرايي) معتقد است پديده هاي فرهنگي و اجتماعي مقوله اي کاملا متفاوت با پديده هاي طبيعي است، لذا اين تفاوت بنيادي موضوع، مستلزم بکارگيري روش يا روش هاي متفاوت براي تحقيق است. از تمايزات اساسي اي پديده ها سيال بودن آن، خلاقيت، آزادي عمل(اختيار) و آگاهي موجودات انساني است. بنابراين نمي توان انسان ها را مانند پديده هاي فيزيکي يا مواد شيميايي مورد بررسي و تحقيق قرار داد. اين گفتار در صدد مقايسه خطوط کلي اين دو رهيافت بوده، و در نهايت نشان مي دهد امروزه عليرغم دو ديگاه بظاهر متناقض اين دو رهيافت، مرز قاطعي ميان پارادايم اثبات گرايي و تفسيري، تحقيق کمي و کيفي و جامعه شناسي محض و کاربردي وجود نداشته، و اکنون محققان اجتماعي در تحقيقات خود از روشها و تکنيک هاي هر دو رهيافت بهره جسته و حتي در اين که انفکاک و تمايز ميان اين روش ها تنها در سطح انتزاعي امکانپذير است، ترديد ندارند. ? تفاوت علم (Science ) و دانش (Knowledge ) - علم چيست؟ ويژگي هاي آن کدام است؟ - آيا علم همان دانش است؟ - آيا جامعه شناسي علم است؟ دانش اسم مصدر و به معناي دانستن و وقوف و آگاهي يافتن به چيزي است. در اين معنا علم يک گونه اي از دانستن، يا يک نوع دانش است. بنابراين دانش عام تر از علم بوده، و دانش هاي متعددي وجود دارد. دانش شامل حوزه هاي متعددي نظير دانش ديني، دانش ايدئولوژيک، دانش تجربي و نظايرآن است. هر کدام از اين دانش ها از طريق مکانيزم ها و مسيرهاي خاصي، يا به اصطلاح روش هاي خاص به دانش دست مي يابند. در يک دسته بندي آنچه علوم را از يکديگر منفک مي کند همين روش هاي کسب دانش است. بطور مثال دانش ديني (در هر دين) مبتني بر متون، سنت و اصول اعتقادي همان دين است؛ يا دانش تجربي بر گرفته از تجربيات شخصي در زندگي روزمرهُ هر فرد است. شاخصه اصلي علم مدرن متمايز بودن روش (يا روش ها ي) کسب دانش است که منتهي به دانش علمي مي شود. ? تفاوت علم و دانش هاي ديگر همان گونه که ذکر شد تفاوت عمده علوم و دانش ها در روش هاي آنهاست. روش علمي ويژگي هايي دارد که به نظر مي رسد در مقايسه با روش هاي ديگرِ دانش اندوزي کاملا متفاوت است. در اينجا دانش هاي متعددي از جمله فلسفه، طالع بيني، جادو و... وجود دارد، اما دانش علمي رهاورد پژوهش وتحقيق علمي است و ويژگي هاي خاصي دارد. يک ايده ابتدا به صورت فلسفي مطرح مي شود و سپس براي اثبات و علمي شدن آن بايد مشخصات علمي پيدا کند. از جمله ويژگي هاي اين روش مي توان به موارد ذيل اشاره کرد. ? برخي ويژگي هاي روش علمي ?) مشاهده. دانش علمي مبتني بر مشاهده است. اين امر متفاوت با ديدن و نگاه کردن است. در مشاهده محقق با نگاه دقيق و موشکافانه در صدد کشف پديده اي، ويا رابطه پديده ها يي بر مي آيد. ودر اين بررسي در ذهن خود داراي يک پيش زمينه نظري است. ?) آزمايش. در اين روش محقق براي کشف پديده يا روابط بين پديده ها، بطور عمدي آنها را در يک مکاني بنام آزمايشگاه در معرض هم قرار مي دهد. آزمايشگاه مي تواند محيط طبيعي که پديده در آن قرار دارد باشد. ?) عينيت. در يک تحقيق علمي براي کسب دانش علمي، محقق پديده را آنگونه که هست مورد بررسي و شناخت قرار مي دهد نه آن گونه که منافع او و تمايلاتش ايجاب مي کند. در واقع اين اصطلاح بيشتر بر داوري هاي علمي دلالت دارد که مي بايد فارغ از ارزش هاي شخصي، گروهي، قومي، ملي، مذهبي و ساير ارزش هايي باشد که به داوري علمي بيطرف لطمه مي زنند. ?) ابطال پذيري. نظريه يا ادعاي علمي بايد بگونه اي باشد که بتوان آن را بشکل تجربي مورد آزمون قرار داد: يعني بايد آزمون پذير باشد. آن دسته از پديده ها و اموري که خارج از حيطه آزمون تجربي قرار دارند، خارج از حيطه بررسي هاي علمي بوده و لذا موضوع مورد مطالعه علم نيستند. - اکنون با توجه به اين ويژگي ها آيا جامعه شناسي را مي توان يک علم محسوب کرد؟ آنچنان که آشکار است علوم طبيعي همچون علم فيزيک، علم شيمي، پزشکي و نظاير آن در طي قرون شانزده و هفده از رونق بالايي برخوردار بوده و موفقيت هاي چشمگيري در حوزه هاي متعدد خود کسب کرده بودند. اين پيشرفت ها، انديشمندان حوزه هاي انساني و اجتماعي را بر آن داشت تا به اين نتيجه برسند که روش هاي علوم طبيعي را مي توان در بررسي و شناخت پديده هاي انساني نيز به کار گرفت. چرا که بنظر مي رسيد دانش علمي ويژگي هايي دارد که با دقت و عينيت خود مي تواند به مسايل و نيازهاي جوامع انساني پاسخ دهد، از جمله اين که: الف) دانش علمي تبيين کننده است. يعني مي تواند روابط بين عناصر پديده هاي اجتماعي را که وجود دارد يا اتفاق افتاده و مربوط به گذشته وحال است آشکارنمايد. بطورخلاصه يعني اگر يک واقع? اجتماعي رخ داده است با کمک اين روش مي توان علل يک پديد? اجتماعي را آشکارکرد. و به عبارتي اين روش، تبيين کننده است. ب) علم قدرت پيش بيني دارد براي اين که نشان مي دهد اولاً مقصد راهي را که درپيش است، به کجا ختم مي شود، و ثانيا روابط عناصر را چگونه بايد تنظيم کرد تا به جايي خاص رسيد. بدنبال اين چنين انديشه اي، متفکراني چون مونتسکيو و روسو زمينه هاي چنين رويکردي را فراهم آوردند. سرانجام آگوست کنت مدعي علمي شد که قادر است پديده هاي اجتماعي را از روش هاي اثباتي(طبيعي) مورد بررسي قرار دهد. اين علم ابتدا بتبع علوم طبيعي "فيزيک اجتماعي" و سپس "جامعه شناسي" نام گرفت. در واقع علم جامعه شناسي در پاسخ به مسايل و مشکلاتي که در آن دوره در جوامع غربي بوجود آمده بود، ايجاد گرديد. بطور مثال از مشکلات زمان دورکيم اين بود که عمده ارزش هاي ديني که نظم دهنده و حافظ نظم جامعه بود، درعصر دورکيم کارکرد خود را از دست داده بود؛ جامعه زمان وي بگفته خودش دچار بحران شده بود. لذا در نهايت به اين نتيجه رسيدند که براي حل مسائل اجتماعي بايد از روش هايي استفاده شود که ويژگي هاي علوم طبيعي را داشته باشد. بطور خلاصه مي توان گفت تفاوت علم جامعه شناسي با دانش هاي پيشين انساني اين است که بر خلاف دانش ها يي نظير فلسفه و تاريخ، سعي شده است تا در مطالعه افراد و جوامع، روش هاي علوم طبيعي به کارگرفته شود. - پس علم جامعه شناسي، بدنبال بررسي روابط انساني و واقعيات اجتماعي با بکارگيري روش علوم طبيعي است. لذا روش شناسيِ تحقيق است که علم جامعه شناسي را بعنوان علم مطرح مي کند. اما واقعيت آن است که اين موضوع که آيا مي توان پديده هاي انساني را همچون پديده هاي طبيعي بررسي کرد، جدلي است که از آن زمان تا کنون ادامه داشته است. گفتني است که نظريه پردازان بعديِ جامعه شناسي چندان به اين رويکرد وفادار نمانده، و پديده هاي انساني را متفاوت از پديده هاي طبيعي قلمداد کردند. لذا در جامعه شناسي انواع رويکردها و رهيافت ها بوجود آمد. بعبارت بهتر اکنون جامعه شناسي يک علم چند پارادايمي است. در اين جا به مقايسه سه رهيافت عمده (که در بسياري موارد متناقض اند) در جامعه شناسي پرداخته مي شود. ? سه پارادايم عمده در جامعه شناسي پارادايم به تمامي يک نظام فکري شامل فرض هاي اساسي، سوالات مهم و تکنيک هاي خاص تحقيق اطلاق مي شود. محققان اجتماعي از ميان پارادايم هاي متعدد براي علم انتخاب به عمل مي آورند. هر پارادايم براي خود مجموعه اي از اصول و فرضيات فلسفي داشته، و همچنين روشي براي چگونگي انجام تحقيق بر مي گزيند. در واقع هر پارادايم دربرگيرند? مجموعه اي از بينش ها، نظريه ها، روش هاي تحقيق و تکنيک هاست. هر پارادايم مي تواند در برگيرنده نظريه ها و مکاتب متعددي باشد. تقسيم بندي پارا دايم ها کمک مي کند تا اصول و روش هاي جامعه شناسي بهتر درک شود. سه پارادايم غالب در جامعه شناسي عبارتنداز: ?) پارادايم اثبات گرايي يا پوزيتيويستي، ?) پارادايم تفسير گرايي، ?) پارادايم انتقادي. ? مي توان اصول کلي و منظر اين سه رهيافت را در قالب پاسخ به هشت سوال اساسي ذيل مورد مطالعه قرار داد: ?) تحقيق علميِ اجتماعي براي چيست؟ به عبارت ديگر هدف از تحقيق اجتماعي چيست؟ ?) طبيعت بنياديِ واقعيت اجتماعي چيست؟ ?) طبيعت اساسي انسان چيست؟ ويژگي هاي اساسي موجود انساني کدام است؟ ?) رابط? شعورعامه(فهم متعارف) با علم چيست؟ ?) ويژگي تبيين واقعيت ها، يا ويژگي نظريه مربوط به پديده هاي اجتماعي چيست؟ ?) تبيين صحيح و نادرست چگونه تعيين مي شود؟ به عبارت ديگر معيارهاي تعيين تبيين صحيح چيست؟ ?) شواهد خوب و يا اطلاعات واقعي چگونه شواهد و اطلاعاتي است؟ ?) ارزش هاي سياسي- اجتماعي کجا و چگونه مي توانند در علم وارد شوند؟ ? پارادايم اول: رهيافت اثبا ت گرايان (Positivist Approaches) اثبات گراها مدعي هستند پديده هاي موجود در جهان، ويژگي هاي واحدي داشته و لذا در مطالعه و تحقيق راجع به هر کدام از اين پديده ها روش واحدي مي توان بکار برد. بنا بر اين مي توان از روش هاي مطالعه اي که در علوم طبيعي بکار مي رود، براي مطالع? پديده هاي اجتماعي نيز بهره برد. سوال اصلي رهيافت اثبات گرايي عبارت است از : چگونگي بکارگيري روش هاي علوم طبيعي براي مطالع? پديده هاي اجتماعي، و به تبع آن در نظر گرفتن پديده ها و امور اجتماعي به عنوان اشياء. کنت، دورکيم، اسپنسر و زيمل از جمله اثباتگراها هستند. نظريه پردازان اين رهيافت معتقدند همانطور که بر پديده هاي طبيعي قوانيني مانند قوانين فيزيکي و شيميايي حاکم است، روابط انساني نيز تابع قوانين خاصي است که دانشمند اجتماعي مي تواند آن را کشف کند. اگر مي توان با کشف قوانين طبيعي بر پديده هاي طبيعي غلبه نموده و آنها را تحت کنترل درآورد، در مورد روابط افراد جامعه نيز مي توان با کشف قوانين آن به پيش بيني پرداخته و پديده هاي انساني را نيز تحت کنترل درآورد. ? پاسخ اثبات گراها به هشت سوال ذکر شده : ?) در پاسخ به سوال اول اين اثبات گرايان بر اين باورند که تحقيق اجتماعي براي اين است که مي خواهيم به قوانين عام و جهان شمول حاکم بر روابط انساني برسيم. هدف از تحقيق اجتماعي کشف و مستند سازي قوانين عمومي حاکم بر رفتار آدمي است. و ديگر اين که جهان چگونه در جريان است که مردم مي توانند حوادث و وقايع را پيش بيني کنند. در واقع اين بينش نوعي جهت يابي ابزاري است که بر اين باور است که دانش مي تواند بعنوان يک وسيله يا ابزاري جهت ارضاي خواسته هاي انسان و کنترل محيط فيزيکي و اجتماعي او بکار گرفته شود. يعني با کشف قوانيني که زندگي بشر را اداره مي کند مي توان روابط اجتماعي را تغيير داد، و آنچه مي خواهد اتفاق بيفتد را پيش بيني کرد. ?) ويژگي واقعيت اجتماعي اين است که مي توانند دقيقاً مثل اشياء در نظرگرفته شوند. واقيت ها و پديده هاي اجتماعي الگوهاي از قبل تثبيت شده اي است که روابط بر مبناي آنها صورت مي گيرد، و يا تابع نظمي است که قابل کشف مي باشد. دو فرضيه اساسي ديگر در اين ديدگاه ان است که اولا الگوهاي اساسي واقعيت هاي اجتماعي ثابت است و دانش درباره آنها خصلت انباشتي دارد. و ديگر اين که ترتيبات واقعيت هاي اجتماعي در طول زمان تغيير نمي کند، لذا قوانيني که امروزه کشف شود براي آينده نيز صادق خواهد بود. اين نظم موجود در اين جهان از قبل بنيان گذاشته شده است. ?) از اين ديدگاه طبيعت واقعي انسان ها اين گونه است که موجودي ابزاري، خودخواه و داراي عقلانيت اند. عمل آنها بر اساس علل خارجي، يعني ساختارها است. و همان گونه که خود از اين عوامل تاثير مي پذيرند، بواسطه کنش خود و ايجاد همين الزام ها بر رفتار ديگران نيز تاثير مي گذارند. هر فرد مي تواند با نگاه به کنش ها و رفتار ديگران چيزي بياموزد، چنان که به آن کنش ها به عنوان يک واقعيت خارجي نگاه مي کند. انسانها همه مثل هم هستند و داراي ويژگي هاي مشترک اند، واگر شرايط لازم براي ايجاد يک پديده، يک تغيير و يا يک مسئله بوجود آمد بايد آن پديده بوجود آيد. گاهي به اين ديدگاه مدل مکانيکي فردي، يا رهيافت رفتارگرا اطلاق مي شود. بدين معني که افراد به فشارهاي خارجي که مثل نيروهاي فيزيکي بر آنها وارد مي شود واکنش نشان مي دهند. مثال بارز اين رويکرد از آن دورکيم است که معتقد بود بايد پديده هاي اجتماعي را همچون اشيا در نظر گرفت. در اين ديدگاه رفتار انسان ها با ارجاع به قوانين علمي (علت و معلول) تشريح مي شود. اشکال اين رهيافت آن است که قادر است تنها رفتار افراد را در يک شرايط خاص با احتساب احتمال معين کند؛ مثلا بگويد در شرايط x, y و z ، به احتمال ??% ، تعداد ?.? نفر از مردم يک رفتار خاص را انجام مي دهند. ?) ديدگاه پوزيتيويستي تمايز بارزي ميان علم و فهم متعارف يا شعور عاميانه قايل است. اين تمايز نه تنها در ارتباط با شعور عامه بلکه ميان علم و غير علم صادق است. علم جايگاه ويژه اي در جستجوي حقيقت داشته و در اين راه بهترين روش ها را بکار مي بندد. علم برخي ايده ها را از فهم عامه وام مي گيرد اما بخش هايي از آن را که دارا غش بوده واز جهت منطقي متزلزل، غير سيستماتيک و پر از سو گيري است را تغيير مي دهد. جامعه علمي با هنجارهاي خاص خود مواضع علمي و تکنيک هايش، مي تواند به حقيقت دست يابد، در حالي که شعور عامه خيلي بندرت و بطور نا مداوم قادر به اين کار است. اين ديد گاه معتقد است دانش علمي نسبت به ساير دانش ها برتري داشته و در نهايت جايگزين تمام دانش هاي ديگر خواهد شد. ?) تبيين علمي پوزيتيويستي قانونمند بوده و مبتني بر نظامي از قوانين جهانشمول است. اين قوانين حالت علت و معلولي دارد. اين نوع تبيين نشان دهنده قوانين علي عامي است که در بر دارنده مشاهده دقيق در مورد زندگي اجتماعي است. اين است که صاحب نظران اين ديدگاه به دنبال يک مدل قانونمند عام براي تبيين تمام پديده هاي اجتماعي هستند. اين قوانين تابع استدلال منطقي اند. محقق مي تواند با توسل به منطق قياسي به مشاهده واقعيت هاي خاص بپردازند. بطور کلي در اين ديدگاه عقيده بر آن است که تئوري، يک نظام شناختي و استقرايي از ارتباط دروني ميان قضايا، بديهيات و قوانين است. ?) در عصر روشنگري يک اصل اساسي اين بود که هر کس قادر است با بکارگيري عقل خود حقيقت را از غير تشخيص دهد. در ديدگاه اثبات گرايي تبيين بايد دو شرط را دارا باشد: الف) تناقض منطقي نداشته باشد، ب) با واقعيت مشاهده شده انطباق و سازگاري داشته باشد. علاوه بر اين ها تبيين بايد قابليت تعميم داشته باشد. پيوسته در طول تحقيق ميان قواعد کلي يا تئوري ها و واقعياتي که مورد مشاهده قرار مي گيرد، بتبع منطقي که در طول تحقيق مد نظر است نوعي رقابت وجود دارد. پس در اين ديدگاه تبيين صحيح تبييني است که به لحاظ منطقي به قوانين مربوط بوده و بر واقعيات مشاهده شده استوار باشد. تبيين صحيح يعني انطباق نظريه با واقعيت. يعني شواهد و واقعيات ، نظريه را اثبات کند. ?) محقق اثبات گرا بايد به دنبال شواهدي باشد که بر خلاف تصور عامه، بتواند نظريه علمي را ابطال کند. و حتي بهترين آن ها را انتخاب کند، بطوري که قويترين شواهد براي نقض نظريه قادر به ابطال آن نباشد. تنها دراين صورت مي توان گفت که آن ادعا(نظريه) مي تواند درست باشد. علاوه بر اين، شواهد بايد نشان دهنده قانون علي باشد. از طرفي واقعيات مشاهده شده اي که به عنوان مدرک جمع آوري کرديده بطور اساسي از ايده ها، ارزش ها يا تئوري ها جداست. تبيين علمي دربردارنده سنجش دقيق و ظريف پديده است. دانش تجربي فقط مبتني بر مشاهدات و استدلال يک فرد نيست، بلکه اين مشاهدات و استدلال ها بايد قابليت آزمون وتجربه توسط ديگران را نيز داشته باشد. به اين ويژگي دانش، ويژگي بين الاذهاني گفته مي شود. پس شواهد خوب مواردي است که يک نظريه را تاييد و يا خصوصا بتواند نظريه را نقض کند. ?) در اين ديدگاه علم فارغ از ارزش هاست، و عينيتي که از آن صحبت شد همان بيطرفي ارزشي (value free ) است. عينيت بدين معني است که مشاهده گر چيزي را که مي بيند(مشاهده مي کند) تاييد وثبت مي کند، و لذا علم مبتني بر بر نگرش ها و باورهاي محقق نيست. علم به عنوان يک حوزه جدا و متمايز جامعه است که از ارزش هاي ديني، سياسي و شخصي رهاست. و بطور مستقل از فشارها و نيروهاي اجتماعي و فرهنگي و از ديگر فعاليت هاي انساني عمل مي کند. علم همان تفکر عقلاني و مشاهده سيستماتيک است که بدور از پيش داوري و سوگيري ها و ارزش هاست. در اين ديدگاه محقق فقط در انتخاب موضوع تحقيق مي تواند ارزش هايش را دخالت دهد. ? پارادايم دوم: رهيافت تفسيري((Interpretative Approaches علم اجتماعي تفسيري، با الهام از انديشه ديلتاي، فيلسوف آلماني در کتاب: "درآمدي بر علوم انساني" (????)، و همچنين جامعه شناس آلماني، ماکس وبر به جامعه شناسي راه يافت. ديلتاي نشان داد که دو نوع متفاوتي از علم وجود دارد که اين دو اساسآ با يکديگر متفاوت اند؛ يکي مبتني بر تبيين انتزاعي، و ديگري ريشه در فهم همدلانه، يا تفهمِ (Verstehen) تجربه زندگي روزانه مردم در شرايط تاريخي خاص آنان است. وبر نشان داد که علم اجتماعي مستلزم مطالعه "کنش اجتماعي معنادار، يا مطالعه کنش اجتماعي هدفمند است. او بر کنش تفهمي تاکيد عمده داشت و احساس مي کرد جامعه شناس بايد دلايل يا انگيزه هاي شخصي را که موجب شکل گيري احساسات بيروني شده، و راهنماي افراد در روش هاي تصميم گيري براي کنش در شرايط متفاوت است، بشناسد. اصول اصلي اين تفکر بر مبناي اين است که پديده هاي انساني متفاوت از پديده هاي طبيعي هستند. در واقع پاراد ايم تفسيري مبتني بر روشي متفاوت از اثبات گرايي است. از نظريه پردازان اين پارادايم مي توان از ماکس وبر، نظريه پردازان کنش متقابل نمادين (گافمن)، پديدارشناسي و جامعه شناسي خلاق (شوتس، گارفينکل) ياد کرد. ? رويکرد تفسيرگراها در پاسخ به ? سئوال ذکر شده: ?) در پاسخ به اين سوال که تحقيق اجتماعي به چه منظور صورت مي گيرد، معتقد هستند هدف تحقيق اجتماعي فهم و توصيف کنش معني دار است. هدف از پژوهش، توسعه دانش راجع به زندگي اجتماعي و کشف اين است که مردم چگونه معاني خود را در شرايط واقعي شکل مي دهند. يا اين که چگونه مردم زندگي روزانه خود را تجربه مي کنند. اينان نه فقط بدنبال رفتار خارجي و مشاهده پذير افراد، بلکه در صدد مطالعه کنش معني دار اجتماعي هستند. محقق اجتماعي بايد بدنبال ويژگي يگانه رفتار انساني بوده، به نيت ها و زمينه اجتماعي که کنش در آن انجام مي گيرد توجه خاص داشته باشد. يک کنش انساني بر خلاف ادعاي اثبات گرايان مي تواند معاني متفاوتي داشته باشد، که اين تفاوت فقط از طريق روش درون فهمي ميسر است. ?) بر خلاف اثبات گرايان اين رهيافت معتقد است واقعيت در بيرون منتظر نيست که کشف شود، بلکه دنياي اجتماعي در سطح وسيع، آن چيزي است که مردم آن را آن گونه که هست درک مي کنند. ويژگي واقعيت اجتماعي آن چيزهايي است که انسانها در زندگي روزمره در ارتباط با شناختي که ازپديده ها دارند و مسائلي که مي شناسند و براي آنها پيش مي آيد، راه حل هايي براي حل مسايل خود بکار مي بندند؛ يعني تعريف و توضيح کامل وضعيت ايجاد شده توسط عاملان کنش متقابل. ?) طبيعت انسان آن چنان است که مي تواند معني بيافريند و انسان اساساً خلاق و آگاه است، جهان و دنياي واقعي خودش را مي فهمد. از اين رو کنش هاي انساني همچون روابط پديده هاي طبيعي قابل پيش بيني نيست، چرا که انسان داراي اراده و اختيار بوده و هر لحظه قادر است انتخاب خود را تغيير دهد. ?) در اين ديد گاه فهم متعارف از جايگاه ويژهاي برخوردار است. مردم عادي در زندگي روزانه خود از اين دانش بعنوان راهنماي زندگي روزانه خود بهره گرفته و براي تشخيص و تبيين حوادث و رويدادهاي جهان اجتماعي از آن استفاده مي کنند. لذا بعنوان جايگزيني براي قوانين اثباتي محسوب مي شود. همچنين شعور عامه يک منبع حياتي اطلاعات براي فهم روابط افراد است. شعور عامه از اين ديدگاه رابط? مستقيمي با علم دارد و در واقع علم حاصل و برآمده از شعور عامه (Common Sense) است. ?) تئوري علم اجتماعي تفسيري نه بدنبال قوانيني مانند علوم طبيعي، بلکه بدنبال توضيح و تفسير اين امر است که چگونه مردم زندگي روزانه خود را اداره مي کنند. رهيافت تفسيرگرايي استقرايي و انديشه نگار است، يعني ارايه و نمايش سمبليک کنش هاي انساني و توصيف ظريف آن. لذا ويژگي تئوري اين است که بتواند چگونگي يک نظام معاني گروهي را که توليد و تثبيت مي شود توصيف کند. ?) تبيين صحيح آنست که بتواند در مورد کنش افرادي که مورد بررسي هستند درک و فهم صحيحي ارايه دهد. عليرغم ادعاي اثبات گراها، تبيين، بطور منطقي به قوانين مربوط نمي شود. تبيين زماني دقيق است که به بهترين وجه قادر باشد فهم عميقي از روش هاي استدلال، احساس و تفکر مردم درگير در زندگي بدست دهد. پيش بيني در پديده هاي انساني ممکن است اما فقط در موارد نادري مثلا در روابط زوجي که مدت مديدي با هم زندگي مشترک داشته اند. ?) در حالي که براي اثباتگرايان شواهد خوب شواهد قابل مشاهده، دقيق و مستقل از تئوري و ارزش هاست، بر عکس در اين ديدگاه، ويژگي هاي منحصر بفرد معاني و زمينه هاي خاص، بعنوان اساس فهم معناي اجتماعي محسوب مي شود. شواهد در مورد کنش نمي تواند از متني که در آن واقع شده، و يا از معنايي که کنشگر اجتماعي براي آن در نظر گرفته جدا فرض شود. بنابراين شواهد خوب از نظر اين گروه، شواهدي است که درمتن و زمين? کنش هاي ناب اجتماعي بدست مي آيد. واقعيت ها در درون نظام معاني سيال و متغيرند. لذا توسل به روش هايي همچون روش پيمايش بندرت در اين رهيافت مورد استفاده قرار مي گيرد. بلکه بجاي آن روش هايي چون آزمايشات نقض کننده( شوک دهنده، گارفينگل) ارجحيت دارد. ?) بر خلاف پوزيتيويست ها، تفسيرگرايان تاکيد دارند که محقق بايد در واکنش به پديده هاي اجتماعي، آزمون و تحليل آنها بايد نقطه نظرات ديدگاه ها و احساسات خود را بعنوان بخشي از فرايند تحقيق محسوب کند. محقق تفسيري نياز دارد به اينکه حداقل بطور موقت، در ارزش ها و تعهدات سياسي و اجتماعي کساني که مورد مطالعه قرار داده، سهيم شده و با آنان همدردي نمايد. اينان در صدد بيطرفي ارزشي نيستند، بلکه بيشتر سوالشان اين است که آيا مي توان آن ارزش ها را کسب کرد يا نه. چرا که معتقدند ارزش ها و معاني در همه چيز و همه جا حضور دارند. و لذا اعاي اثبات گرايان مبني بر بيطرفي ارزشي، خود، حاکي از يک نظام ارزشي و معنايي ديگري است، يعني ارزش هاي علم پوزيتيويستي. اينان معتقدند که ارزش ها يک بخش محوري در زندگي اجتماعي هستد. در واقع ارزش هاي هيچ گروهي غلط نيست بلکه فقط متفاوت است. نقش مناسب يک محقق تفسيري در ميان افراد مورد مطالعه آن است که، يک مشارکت پر احساس را ايفا کند. ? پارادايم سوم: پارادايم انتقادي علم اجتماعي انتقادي شق ديگري از معناي روش شناسي را ارايه مي دهد. نسخه هايي از اين رهيافت: ماده گرايي ديالکتيکي، تحليل طبقاتي، و ساختارگرايي هستند. اين ديدگاه بطور مستقل نظريه اي مانند دو رهيافت قبلي ندارد، بلکه سراسر آن انتقاد به دو تفکر قبلي و به تمام علم جامعه شناسي است. علم اجتماعي انتقادي، با بسياري از منتقدان رهيافت تفسيري عليه موضع اثباتگرايي موافق است، با اين تفاوت که برخي انتقادات ديگري نيز دارد که با برخي از نقطه نظرات تفسيرگرايان مخالف است. اين رهيافت تداوم نظريات مارکس و فرويد بوده، و توسط آدرنو، اريک فروم و مارکوزه گسترش يافته است. علم اجتماعي انتقادي متشکل از نظريه هاي تضاد، تحليل هاي فمنيستي و نظريات روان درماني است. همچنين اين رهيافت با نظريه انتقادي، از طريق مکتب فرانکفورت آلمان، در دهه ???? گره خورده است. اين ديدگاه با ارايه دلايل، به اثبات گرايي بخاطر بينش تنگ نظرانه، غير دموکراتيک، و غيرانساني بودنش انتقاد دارد. اين انتقاد در مقالات آدرنو تحت عناوين: "جامعه شناسي و تحقيق تجربي" و" منطق علوم اجتماعي"(????) آمده است. عضو مشهور و زنده اين مکتب، يورگن هابرماس(????)، علم اجتماعي انتقادي را در کتاب خود به نام "دانش و علاقه هاي انساني" توسعه داده است. از ديگر انديشمنداني را که مي توان درين مبحث جاي داد، پيربورديو است. عليرغم اين که او در موضوعات بسياري قلم زده، رهيافت متفاوتي را در زمينه تحقيق و تئوري نشان داده است. اساس اين رهيافت ضد اثباتگرايي و ضد تفسيري است. او موضوع هر دو رهيافت، يعني بينش کميِ عيني گرايِ قانون گونه اثباتگرايي، و بينش ذهني گرا و اراده گرايِ تفسير گرايانه را طرد مي کند. او خاطرنشان مي سازد که تحقيق اجتماعي بايد انعکاسي(Reflexive) بوده، (يعني ضمن مطالعه راجع به موضوع، بايد به خود انتقاد کند، همان گونه که ماهيت موضوع مورد مطالعه آن اين گونه است)، و ضرورتاّ سياسي باشد. او معتقد است که هدف تحقيق کشف و پرده برداري از حوادث رايج است. اخيراٌ يک رهيافت فلسفي بنام "واقع گرايي" به علم اجتماعي انتقادي پيوسته است. پاسخ رهيافت انتقادي به هشت سوال ذکر شده: ?) دلايل تحقيق از نظر اين ها کشف ساختارها و لايه هاي زيرين نابرابري هاي اجتماعي در روابط انساني است. بطورکلي نظريات نظريه پردازان اين پارادايم درانتقاد به تمامي نابرابري هاي موجود در روابط انساني در تمام جوامع است. هدف از تحقيق قدرتمند کردن توده تحت تسلط و جنبش سريع عليه نظام نابرابر اجتماعي است. ?) اين ديدگاه نشات گرفته از نظريه ديالکتيکي است، لذا در اين جا عقيده برآن است که طبيعت واقعيت اجتماعي بر ديالکتيک استوار است. براي شناخت اين واقعيت ما به چند چيز احتياج داريم: طبيعتِ واقعيت اجتماعي اين است که در سلسله مراتب اجتماعي (يعني طبقات متعدد خصوصا طبقه حاکم و توده مردم که محکوم اند)، تضاد ايجاد شده، توسط وسايل متعدد از جمله ايديولوژي، توليد وتثبيت شده وتداوم مي يابد. اين تضاد ايجاد شده بوسيل? ساختارهاي اساسي پنهان، مديريت شده است. ?) ماهيت انسان اين گونه است که انسان ها منتقد، خلاق و داراي اراده اند، اما سازگارند، و اين سازگاري همراه با عدم تشخيص قابليت هاي خودشان است که اين امر از طريق فريب وگمراهي نشات گرفته از ترويج ايدئولوژي نظام حاکم مي باشد. انسان ها به دام الزامات و روابط متقابل گرفتارند و کنترل بر زندگي خود را از دست داده اند. انسان ها بايد خطاي ديد خود را کاهش دهند، تا رهايي يابند. ساختارهاي اجتماعي موجب مي شوند انسان ها از اين که چه مي کنند، آگاه نباشند. بعبارت ديگر اشتباهاتي را مرتکب شوند که از اشتباه بودن آن بي خبرند. همچنين اين ساختارها باعث مي شوند تا بسياري از استعدادها و توانايي هاي افراد نهفته باقي بماند. ?) از اين ديدگاه فهم متعارف يا شعور عامه عبارت است از آگاهي کاذب، و لذا مانع ديدن واقعيت است؛ بطوري که مردم دچار اشتباه شده، و عليرغم بهترين علايق خود که بعنوان واقيت بيروني تعريف شده است عمل مي کنند. اين رهيافت معتقد است محقق اجتماعي بايد ايده هاي ذهني و فهم متعارف را مطالعه نمايد، چرا که اين موضوعات رفتار انساني را شکل مي دهد. با اين حال اين ايده ها و فهم افراد، پر از خطا و توهم است. اينان معتقدند يک دنياي واقعي وجود دارد که در آن کنترل نابرابري، بر قدرت و منابع، حاکم است، و شعور عامه مبتني براين شرايط است. اين ساختارها به راحتي قابل مشاهده نيستند. کار محقق اجتماعي است که از آن پرده برداري کند. علم، معرفتي است که مي تواند به لايه هاي زيرين رسوخ کند. ?) در مورد ويژگي تبيين اجتماعي، اثبات گرايان معتقد به جبرگرايي اند. بدين معني که معتقدند رفتار انساني بوسيله قوانين علّي حاکم معين شده است، و افراد انساني کنترل اندکي بر آن دارند. از طرف ديگر تفسيرگرايان معتقد به اراده گرايي اند، بدين معني که انسان ها آزادي هاي بسياري براي خلق معاني اجتماعي دارند. علم اجتماعي انتقادي در ميان اين دو رهيافت جاي مي گيرد: جبرگرايي نسبي و اراده گرايي نسبي. از اين نظر مردم از طريق شرايط مادي، زمينه فرهنگي و شرايط تاريخي که در آن قرار دارند ملزم مي شوند. دنيايي که مردم در آن زندگي مي کنند، امکان گزينش آنان را محدود نموده و عقايد و رفتارهاي آنان را شکل مي دهد. اما مردم در درون اين مجموعه ساختارهاي اجتماعي و روابط و قوانين کف بسته نمي مانند، بلکه مي توانند به فهم جديدي از روش هاي نگرشي که آنان را قادر مي سازد تا اين ساختارها، روابط و قوانين را تغيير دهند، نايل شوند. يک تبيين کامل علم انتقادي کاشف توهمات، رافع خطاها، آشکار کننده ساختارهاي زيرين شرايط بوده و نشان مي دهد که چگونه تغيير امکان پذير است، و همچنين بصيرت يک آينده ممکن را فراهم مي آورد. تئوري انتقادي بيش از آن که بيانگر مکانيزم هاي نامريي بکار گرفته شده در مشاهده واقيت باشد، منتقد شرايط موجود بوده و داراي يک نقشه کاربردي براي تغيير است. ويژگي تئوري دراين ديدگاه اين است که بايد يک نظري? انتقادي باشد که شرايط واقعي را روايت کند وکمک کند تا مردم راهيابي به دنياي بهتري را ببينند. ?) در تعيين صحت و درستي يک تبيين آنچه براي اثبات گرايي معيار ارزيابي قرار مي گيرد، شواهدي است که از طريق فرضيه هاي قياسي و آزمون فرضيات بوسيله شواهد عيني و تجربي بدست مي آيد. هرگاه تئوري با اين شواهد انطباق يافت، موجب تاييد نظريه و پشتوانه قانون است. براي تفسيرگرايان تاييد تئوري از طريق اين که آيا نظام معاني و قواعد رفتار، فهم صحيحي از آن هايي که مورد مطالعه هستند ارايه مي دهد يا خير، ارزيابي مي شود. نظريه انتقادي در جستجوي آماده کردن مردم از طريق منابعي است که قادر باشد آنان را ياري دهد تا آگاهي واقعي يافته و دنياي خويش را تغيير دهند. يک محقق در اين ديدگاه نظريه خود را از طريق تشريح شرايط کنوني بازتوليد شده بوسيله ساختارهاي پنهان آزمون نموده، سپس با بکارگيري اين دانش، روابط اجتماعي را تغيير دهد. يک تئوري انتقادي کارآمد آن است که به مردم در مورد تجربيات آنان آموزش مي دهد، به آنان کمک مي کند تا نقش تاريخي خود را درک نموده، و بتواند از آن براي تغيير شرايط خود بهره بگيرد. معيار خوب و بد بودن تئوري از اين منظر قابليت توصيف و تبيين واقيت هاي اجتماعي، يعني ساختارهاي پنهان موجد نابرابري، و همچنين قابليت عملي بودن آن است. تبيين صحيح آنست که مردم را براي تغييردنيا به ابزارهاي مورد نيازمجهّز کند؛ دنيايي که درآن نابرابري نباشد. ?) شواهدخوب، شواهدي است که بوسيل? تئوري هايي شکل گرفته باشند که بيگانگي را از انسان ها مرتفع کند. ?) در سراسر اين پارادايم ارزش ها حاکم است و معتقدند که تمامي علوم با يک موضع ارزشي آغازمي شوند اما بعضي درست وبعضي نادرست اند. از اين ميان، آنهايي درست است که درجهت درک نابرابري ها و رفع نابرابري ها باشد. با توجه اجمالي به زمينه هاي پيدايش جامعه شناسي به عنوان يک علم، اين که خطوط کلي اولين رهيافت در اين علم، يعني پارادايم پوزيتيويستي، تاکيد عمده را بر يکسان انگاشتن پديده هاي طبيعي و اجتماعي نهاده باشد، دور از انتظار نيست. در دوراني که علوم طبيعي از اعتبار و ثمرات چشمگير برخوردار بوده، وسوسه براي بکارگيري روش هاي اين علوم براي حل انبوه مسايلي که جوامع غربي با آن دست به گريبان بوده امري طبيعي است. اما نکته قابل توجه آن است که عليرغم خلاقانه بودن اين تفکر، برخي افراط گري ها (نظير ديدگاه جبرگرايي مطلق که از نحله هاي همين مکتب است) نيز سربرآورد. اين ديدگاه هاي افراطي موجبات غفلت از برخي جنبه هاي اساسي پديده هاي انساني گرديد. پارادايم تفسيري با همين رويکرد، براي سال هاي متمادي در تضاد پايدار با رهيافت پوزيتيويستي باقي ماند. و با پيدايش برخي از انديشمندان اثباتگراي ميانه رو، اين ديدگاه از خود انعطاف پذيري هايي نشان داد. بعنوان مثال برخي از محققان اجتماعي پوزيتيويست پذيرفتند که پارادايم تفسيري در تحقيقات اکتشافي مفيد است، و برخي از آنان اين پارادايم را علمي محسوب کردند. پرواضح است که اين ديدگاه اساس تکنيک هاي تحقيق اجتماعي متعددي است که در مطالعه متن و زمينه حساس بوده و متدهاي متنوعي را براي نفوذ به درون واقعيت استفاده نموده است؛ هم چنين شناخت راههايي که ديگران دنيا را مي بينند، و روش هايي که بيشتر بر کسب يک فهم همدلانه احساسات و جهان بيني ها معطوف است تا اينکه در صدد کشف قوانين رفتار بشري برآيد. در حال حاضر بحث بر سر روش هاي تحقيق کمي و کيفي، کهنه و قديمي بنظر مي رسد. چرا که محققان جامعه شناسي ترديدي ندارند که تحقيقات اجتماعي سطوح و ابعاد متعددي داشته و روش هاي مطالعه و تحقيق در هر يک از ابعاد و سطوح پديده هاي اجتماعي مستلزم بکارگيري موضع و روش هاي خاص است. بسياري از محققان دريافته اند که مرز قاطعي نيز ميان پارادايم پوزيتيويستي و تفسيرگرايي، ميان تحقيق کمي و کيفي و ميان جامعه شناسي محض و کاربردي نمي توان رسم کرد. بکارگيري عناصري از روش هاي کمي در کيفي و يا بالعکس، يا ترکيبي از هر دو امروزه در تحقيقات اجتماعي امري رايج، و حتي ناگزير است ?? کتمان سخن «لا يکتمون الله حديثا» (نساء: ??): در دنيا مىتوان سخنان را کتمان کرد ولى در قيامت کتمان سخنان ممکن نيست. ?? عذرخواهى «ولا يوذن لهم فيعتذرون» (مرسلات: ??): در دنيا مىتوان عذرخواهى کرد ولى در قيامت عذرخواهى ممکن نيست. ?? فرار از عقوبت «اين المفر کلا لاوزر» (قيامت: ?? – ??): در دنيا مىتوان براى نجات از شکنجه و عقوبت فرار کرد ولى در قيامت فرار ممکن نيست. ?? دفاع از خود «يوم لا ينطقون» (مرسلات: ??): در دنيا مىتوان از خود دفاع کرد و سخن گفت ولى در قيامتسخن گفتن و دفاع کردن ممکن نيست. ?? تقيه و پنهان کردن اعمال و عقايد «يوم تبلى السرائر» (طارق: ?): در دنيا مىتوان تقيه کرد و اعمال و عقايد خود را پنهان کرد ولى در قيامت اين امر ممکن نيست. ?? نعمتهاى گذرا «اکلها دائم» (رعد: ??): «فادخلوا ابواب جهنم خالدين فيها» (نحل: ??): نعمتها و عذاب دنيوى گذرا و مقطعى است اما در قيامت نعمتها و عذاب الهى جاودانه و هميشگى است. ?? تخفيف در عقوبت «فلا يخفف عنهم العذاب و لاهم ينصرون» (بقره: ??): شکنجه و عذاب دنيا قابل تخفيف است اما در قيامت چنين نيست. ?? رهن و وثيقه «کل نفس بماکسبت رهينة» (مدثر: ??): در دنيا براى آزادى خود يا ملک خود مىتوان رهن و وثيقه سپرد، در قيامت ممکن نيستبلکه خود انسان را به گرو مىگيرند. ب) آثار انفاق در راه خدا ?? مانع هلاکت و نابودى جامعه «و انفقوا فى سبيل الله و لاتلقوا بايديکم الى التهلکه» (بقره: ???): در راه خدا انفاق کنيد. خويشتن را به دستخويش به هلاکت ميندازيد. ?? مايه فزونى «ما انفقتم من شىء فهو يخلفه» (سباء: ??): گر چيزى انفاق کنيد، عوضش را خواهد داد. ?? مايه تثبيت موقعيتخويش «و مثل الذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات الله و تثبيتا من انفسهم» (بقره: ???): و مثل کسانى که اموال خويش را براى طلب رضاى خدا از روى يقين و اعتقاد انفاق مىکنند. ?? مايه نيل به سعادت «و من يوق شح نفسه فاولئک هم المفلحون» (حشر:?): و آنان که از بخل خويش در امان مانده باشند رستگارانند. ج. شرايط انفاق ?? انفاق بايد از بهترين اموال باشد: «يا ايها الذين آمنوا انفقوا من طيبات ما کسبتم» (بقره: ???): اى کسانى که ايمان آوردهايد، از دستاوردهاى نيکوى خويش و از آنچه برايتان از زمين روياندهايم انفاق کنيد. ?? از اموالى که مورد نياز است انفاق کنيد: «و يوثرون على انفسهم و لو کان بهم خصاصه» (حشر: ?) ?? بايد به کسانى انفاق کرد که سختبدان نيازمندند: «للفقراء الذين احصروا فى سبيل الله» (بقره: ???): اين صدقات از آن بينوايانى است که خود را در طاعتحق محصور کردهاند. ?? به صورت پنهانى انفاق کنيد: «و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لکم» (بقره: ???): اگر صدقه را به صورت پنهانى و به فقرا انفاق کنيد براى شما بسيار بهتر است. ?? با منت و آزار صدقه و انفاق خود را باطل نکنيد: «يا ايها الذين آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن والاذى» (بقره: ???): اى کسانى که ايمان آوردهايد، صدقههاى خويش را به منت و آزار رسانيدن (ديگران) باطل مکنيد. ?? انفاق بايد همراه با اخلاص باشد: «ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات الله» (بقره: ???): اموال خود را براى رضاى خداى خويش انفاق مىکنند. ?? از اموال مورد علاقه خود انفاق کنيد: «لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون» (آل عمران: ??): نيکى را در نخواهيد يافت تا آنگاه که از آنچه دوست مىداريد انفاق کنيد قرار نيست با بازداشت اين متهمين، سايت هاي سکسي از دنياي اينترنت حذف شوند، تعداد اين سايت ها بسيار زياد است و تا زماني که تقاضا باشد، عرضه نيز خواهد بود، اما بازداشت اين افراد که به صورت سازماندهي شده و با حمايت بيگانگان فعاليت مي کردند حداقل منفعتي که دارد آن است که باعث کاهش روند حذف حرمت ها در نزد ايرانيان خواهد شد، چرا که ويژگي خاص اين افراد اين بود که با هدف قبح زدايي تصاوير سکسي هموطنان را به وسيله ي سايت هايي فارسي زبان در دنياي اينترنت پخش ميکردند. تصوير سکسي از يک زن ايراني علاوه بر کمرنگ کردن حرمت ها مي تواند بسيار محرک تر از تصوير سکسي زني خارجي باشد چرا که باعث تقويت بيشتر قوه ي تخيل هموطنان شده و راه را براي هرزه پردازي يا پورنوگرافي هموار تر مي نمايد، براي يک مرد ايراني تصور سکس با يک زن هموطن بسيار ساده تر، واقعي تر و نهايتا لذت بخش تر از تصور سکس با يک زن خارجي است، علت اين امر آن است که دسترسي به زن ايراني براي سکس ممکن و دسترسي به زن خارجي براي کاميابي جنسي از نگاه اکثريت غير ممکن به نظر مي رسد و طبعا تصور نمودن آنچه ممکن بوده و به واقعيت نزديک تر است ساده تر مي باشد. از طرفي تصور سکس با يک زن ايراني احتمال پيشروي فرد به سمت سکس در واقعيت را نسبت به زماني که فرد خود را در حال سکس با يک زن خارجي مي بيند، بسيار بيشتر مي نمايد. اين سايت ها همچنين مرکز پخش داستان هاي سکسي به زبان فارسي بودند، برخلاف تصور برخي از مردم، داستان هاي سکسي به خصوص اگر با يک روند منطقي نگاشته شده و از ديد مخاطب واقعي به نظر برسند، از آنجايي که در تحريک قوه ي تخيل افراد موثر تر از ديدن تصاوير سکسي هستند، بسيار شهوت انگيز تر و مخرب ترند، علاوه بر آن داستان هاي سکسي به خصوص زماني که با واقعيت هاي زندگي مخاطب تطبيق بيشتري داشته باشند، چونان يک الگوي عملي فرد را به سمت سکس سوق داده و جرئتش را براي اين کار بيشتر مي کنند. و اما آنچه هم از تصوير و فيلم سکسي و هم از داستان سکسي محرک تر است، ترکيبي از هر دوست، داستاني سکسي که به فيلمي ايراني تبديل شود، با رعايت برخي از تکنيک ها مي تواند براي فرهنگ جنسي ايران بسيار مخرب تر از صد سايت سکسي باشد، لازم است براي پيشگيري از توليد و يا پخش اينگونه فيلم ها اقداماتي جدي صورت بگيرد. البته نبايد فراموش کرد که هيچ گاه نمي توان تحريک ِ بيشتر داستان نسبت به تصوير را به عنوان يک اصل بدون ِ استثناء در نظر گرفت، به طور کلي تصوير، داستان و يا فيلمي شهوت انگيز تر است که بتواند در هرزه پردازي فرد را بيشتر ياري دهد، براي ياري دادن در هرزه پردازي بايد شخص را در تصور سکس ياري داد، طبعا براي اشخاصي که قوه ي تخيل خوبي نداشته و نمي توانند با داستان ها مانوس شوند، يک تصوير سکسي به مراتب محرک تر از داستاني سکسي است در اين مقاله به بررسي روابط جنسي پيش از ازدواج مي پردازم. اينکه نگرش گروه هاي مختلف به اين عمل چيست و اينکه داشتن اين رابطه چه نتايج مثبت و منفي مي تواند در زندگي آينده فرد داشته باشد؟ لازم به ذکر است ما براي تمامي اديان و مذاهب احترام قائل هستم اما معتقديم صحبت نکردن ما در مورد يک مطلب شايع نه تنها باعث حذف آن نمي شود بلکه مي تواند باعث گمراهي بدليل ندانستن جنبه علمي مسئله و آسيب جبران ناپذير به فرد شود ما (همکاران شما در سايت پزشکان بدون مرز ) از معتقدترين پزشکان به دين ، فرهنگ و سنت مي باشيم و در برنامه درگوشي بيشتر تلاش مي کنيم تا جديدترين يافته هاي علمي را در پاسخ به سئوالات دريافت شده در اختيار افراد قرار بدهيم و در نهايت اين مسئوليت و تصميم خود فرد است که چه کاري برايش بهتر است و چه خط فکري را مي خواهد دنبال کند. رابطه جنسي پيش از ازدواج در اکثر جوامع از نظر اخلاقي عملي غيرقابل قبول شمرده مي شود. در چند دهه اخير، در برخي جوامع غربي از شدت اين مسئله تا حدي کاسته شده اما هنوز هم در خانواده هاي سنتي، مذهبي و يا اشخاصي که از طبقات بالاي اجتماع هستند تجربه جنسي افراد به خصوص خانم ها را صرفا در قالب ازدواج، مشروع و موجه مي دانند. منع افراد از داشتن روابط جنسي پيش از ازدواج تنها مختص اسلام نيست، بلکه دردستورات اديان ديگر مثل دين يهود و اکثر فرقه هاي مسيحيت هم افراد از داشتن روابط جنسي پيش از ازدواج به شدت منع شده اند. در برخي اديان هم مثل بوديسم اگر دو نفر انسان بالغ با ميل شخصي شان و بر اساس علاقه اي به هم دارند با هم وارد رابطه جنسي بشوند حتي اگر ازدواج نکرده باشند، ايرادي ندارد، به شرطي که هيچ نوع آسيبي به طرفين نرسد. اما مذهب تنها يکي از تعيين کننده هاي خط فکري افراد است. تعيين کننده قوي ديگر فرهنگ هر قوم و يا جامعه است. مثال ساده اش اين است که در کشورهاي مسلمان که از يک دين پيروي مي کنند، نگرشهاي مختلفي نسبت به روابط جنسي وجود دارد. تعيين کننده بعدي هم که قانون است. معمولا قانون قدرت فرهنگ و مذهب را ندارد اما در نهايت فاکتور تعيين کننده اي در نحوه عملکرد افراد مي تواند داشته باشد. موارد ذکر شده در واقع بستر اين مقاله را فراهم مي کند. با توجه به اينکه مخاطبين اين سايت اکثرا از کشورهاي فارسي زبان هستند، از نظر فرهنگي با هم اشتراکاتي دارند. حتي اگر در کشورهاي غربي زندگي مي کنند تا حدي از فرهنگ خانوادگي و اجتماعي که در آن بوده اند تاثير گرفته اند . در مجموع، در فرهنگ ما جداي از دستورات مذهبي، فرهنگ جامعه و خانواده پذيرش روابط پيش از ازدواج را ندارد. اما افراد مختلف حتي درون يک جامعه هم با توجه به شرايط خانوادگي و ترجيحات شخصي که دارند در اين مورد نظرات متفاوتي دارند واين عدم پذيرش بدان معنا نيست که همه افراد رابطه جنسي را تنها پس از ازدواج تجربه مي کنند. برخي افراد رابطه جنسي کامل را پيش از ازدواج تجربه مي کنند و بعضي ديگر هم راه هاي جايگزين را انتخاب مي کنند. راه هاي جايگزين عبارتند از: خويشتن داري، خود ارضايي، رابطه جنسي از راه دهاني و رابطه جنسي از راه مقعد. خويشتن داري: در جوامع مذهبي ارزش والايي براي انسان قائل هستند (بطور مثال در اسلام از انسان به عنوان اشرف مخلوقات ياد شده). بنابراين براي افرادي که انسان را داراي روح والا و قدرت معنوي مي دانند قبول کردن اينکه او نتوانسته به شهوت خود فائق شده و رابطه جنسي اش را تنها در قالبي پذيرفته انجام دهد کار راحتي نيست.(ما و جامعه و فرهنگ فارسي ، براي اين افراد ارزش والايي قائل هستيم و از نکات جالب آن است که افرادي که راه هاي ديگر را براي خود انتخاب کرده اند در طي مصاحبه با همکاران ما به تعريف و تمجيد اين گروه پرداخته اند ) خويشتن داري مي تواند در سرکوب اميال جنسي در افراد مجرد موثر باشد. اما در بعضي موارد اگر بين احساسات جنسي فرد و تجربه جنسي فاصله اي چندين ساله باشد و فرد مدام اين حس را سرکوب کند، ممکن است در دراز مدت يکي از حالت هاي زير شود: ?- اختلال جنسي . يعني فرد حتي پس ازهم ازدواج هم نمي تواند احساس برانگيخته شدن کند. و يا در برقراري ارتباط جنسي با همسرش دچار مشکل شود. ? – براي آقايان ممکن است در هنگام تحريک جنسي دچار درد بيضه، زير دل، کمر، ناحيه مقعد و يا ناحيه بين مقعد و آلت تناسلي شوند. بدليل اينکه تحريک جنسي صورت گرفته (بوسيله خيالبافي جنسي، تماشاي فيلم و يا معاشرت با فردي که برايشان محرک است وغيره) و نحوه عملکرد بدن به اين صورت است که غده پروستات مايع مني را توليد مي کند که مي خواهد از بدن خارجش کند. اما وقتي جلوي اين فرايند گرفته مي شود انقباض عضلات ناحيه تناسلي و جمع شدن مايع مني در پروستات، درد در يکي از اين مناطق و يا چندتا از آنها را همزمان ممکن است ايجاد کند. ? – براي خانم ها يي که براي مدت ها به جنبه فرايند جنسي بدنشان بي توجه بوده اند ممکن است پس از ازدواج مشکل درد در هنگام دخول، تحريک نشدن و يا ارضا نشدن پيش بيايد. ? – براي آقايان حالت انزال در خواب پيش مي آيد که کاملا طبيعي است و هيچ خطري ندارد و نشانه سلامتي شما است. از لحاظ بهداشتي قضيه بهتر است بلافاصله پس از اينکه اين حالت رخ داد يا صبح که بيدار شديد ادرار کرده و آلت تناسليتان را با آب ولرم شستشو دهيد (در اسلام غسل جنابت توصيه شده). همه افراد خويشتن داري نمي کنند و ممکن است خود ارضايي کنند. اين عمل در بين خانم ها کمتر شايع بوده اما امروزه بسيار رو به افزايش است. خود ارضايي: خودارضايي اگر درست انجام شود مي تواند هم براي خانم ها و هم براي آقايان مفيد باشد.و اگر درست انجام نشود مي تواند باعث ناراحتي روحي و جسمي فرد شود. از مزاياي خودارضايي مي توانم به اين چند نکته اشاره کنم: ? – افراد از اين طريق مي توانند بدون اينکه تحت فشار باشند در زماني که احساس راحتي مي کنند و در خلوت خودشان با بدنشان آشنا شوند. اينکار در زندگي آينده شان هم به آنها کمک مي کند تا از رابطه جنسي با همسرشان لذت بيشتري ببرند و بتوانند او را در دادن لذت به آن ها هدايت کنند. ? – براي خانم ها خودارضايي مکرر ايرادي ندارد به شرط اينکه به صورت يک مشغوليت فکري در نيايد که از زندگي روزمره باز بمانند. و اينکه براي حفظ پرده بکارتشان نبايد چيزي را در حين خودارضايي وارد واژن خود بکنند. تنها از طريق مالش کليتوريس مي توانند ارضا شوند. ? – براي آقايان خودارضايي بيش از ? يا سه بار در هفته توصيه نشده و مضر مي باشد. البته بر سر اين رقم هنوز اتفاق آرا وجود ندارد. و اين تعداد به اين دليل پيشنهاد شده بطور متوسط مردان ميتوانند مايع مني براي سه بار انزال کامل را در طول يک هفته بسازند. خودارضايي بيش از اين غده پروستات را تحت فشار قرار داده و ممکن است باعث درد بيضه، زير دل، کمر، ناحيه مقعد و يا ناحيه بين مقعد و آلت تناسلي شوند. پژوهش هاي اخيرکه در مجله انجمن اورولوژيست هاي آمريکا به چاپ رسيده، حاکي از آن است که اگر مردي در طول زمان حيات جنسي خود يعني از زماني که بالغ مي شود بطور مرتب خودارضايي داشته باشد (اما نه بيش از قائده) احتمال دچار شدنش به سرطان پروستات کمتر است. ? – ودر نهايت اينکه اگر امکان ازدواج ندارند، لازم نيست به روابط پرخطر پيش از ازدواج وارد بشوند. از ميان صدها سوال رسيده ( در قسمت نظرات سايت )، احمد از فنلاند: خودارضايي صحيح چطوري است؟ حبيب از کابل پرسيده: آيا خودارضايي با کف دست ضرر دارد؟ ميترا از تهران در مورد فعاليت جنسي دهاني و ……. در جواب به اين پرسش ها بايد گفت که هر کسي روش خاص خودش را براي خودارضايي مي تواند داشته باشد. اما معمولا اين نکات توصيه مي شود: شستن دست و ناخن ها پيش از انجام اين عمل. استفاده از مواد لغزنده کننده مي تواند کمک کننده باشد. ادرار کردن بعد از انزال براي آقايان و ارضا شدن خانم ها که چنانچه باکتري در مجراي ادرارهست خارج بشود. و شستن آلت تناسلي با آب ولرم و ماده شوينده بدون بو. در ضمن اين مهم است که در محيط امن و آرامي اين کار را انجام بدهيد. در غير اينصورت بخصوص براي آقايان ممکن است براي اينکه کسي شما را نبيند اين کار را خيلي سريع انجام دهيد و در آينده دچار انزال زودرس شويد. برخي از دوستان بعد از بار اولي که درمقالات درگوشي ها در مورد مسائل جنسي را خواندند با سايت تماس گرفتند و موضع شرع را در قبال اين عمل مطرح کردند. با سپاس از اين دسته از بازديدکنندگان که نسبت به مقالات درگوشي و مطالبش بي تفاوت نبوده اند بايد بگويم که ما براي تمامي اديان و مذاهب احترام قائل هستيم و خود از افراد متدين مي باشيم ولي باز هم تکرار مي کنيم ”"سکوت ما پزشکان نه تنها باعث حذف اين اعمال و بيماريهاي مسري از جامعه نمي شود ،بلکه باعث اشاعه بيماريهاي مقاربتي و مشکلات جسمي و روحي مي گردد .”" و در برنامه درگوشي بيشتر تلاش مي کنيم تا جديدترين يافته هاي علمي را در پاسخ به سئوالات دريافت شده در اختيار افراد قرار بدهيم و در نهايت اين مسئوليت و تصميم خود فرد است که چه کاري برايش بهتر است و چه خط فکري را مي خواهد دنبال کند. در مورد خودارضايي باز هم در مقالات آتي صحبت مي کنيم. رابطه جنسي از راه دهاني: راه ديگري که بعضي افراد در پيش ميگيرند ارتباط جنسي از راه دهاني است که بدون دخول از راه واژن و از بين بردن پرده بکارت دختر، طرفين لذت جنسي هم ببرند. در اين مورد رعايت بهداشت دو طرف، ترجيحا شستن آلت تناسلي طرفين پيش از اين کار مهم است. مواردي از انتقال بيماري هاي مقاربتي بخصوص سوزاک حلقي بر اثر اين نوع رابطه گزارش شده. در مورد انتقال ويروس بيماري ايدز يا اچ آي وي هنوز اتفاق نظر بين دانشمندان وجود ندارد. اما استفاده از کاندوم هم براي خانم ها و هم براي آقايان اکيدا توصيه شده. رابطه جنسي از راه مقعد: بر طبق صحبت هايي که جوانان مي کنند رابطه جنسي از راه مقعد در حال حاضر در جوامعي که اهميت باکره بودن دختر پيش از ازدواج مطرح است، رو به افزايش است. متاسفانه آمار دقيقي در اين مورد در دسترس نيست. اما به هر حال با توجه به ده ها ايميل رسيده ذکر موارد زير خالي از فايده نيست. ما به شخصه رابطه جنسي از راه مقعد را توصيه نمي کنيم. به ? دليل: ?- دهانه مقعد طوري طراحي شده که براي خروج مدفوع کارايي داشته باشد نه براي دخول اجسام خارجي. اين دهانه حالت ارتجاعي ندارد و در صورت اينکه رابطه جنسي براي مدت زمان طولاني ادامه داشته باشد ممکن است فرد را دچار بي اختياري مدفوع و يا بادشکم کند. در ضمن حالت شقاق و يا بواسير هم ميتواند به دليل صحيح انجام نشدن و يا به کرات انجام شدن اين عمل بوجود بيايد. در حالت شقاق فرد دچار پارگي در دهانه مقعد مي شود که در هنگام دفع بشدت دردناک بوده و ممکن است فرد خونريزي هم داشته باشد. در حالت بواسير هم که قسمتي از راست روده به بيرون آمده و به حالت يک دمل در خارج از مقعد قابل ديدن است. اين حالت شدت و ضعف هاي متفاوتي دارد و در افراد مختلف مشکلات متفاوتي را از درد به هنگام دفع تا خونريزي شديد مي تواند ايجاد کند. ? – دليل دوم اين است که ديواره هاي راست روده بشدت پر خون هستند و حساس. وقتي که يک جسم خارجي به راست روده وارد مي شود احتمال ايجاد خراش در اين ديواره ها بالا مي شود و بنابراين احتمال انتقال بيماري هاي عفوني و مقاربتي از جمله سوزاک، سيفيليس و از همه مهم تر انتقال ويروس بيماري ايدز بالا است. در مورد جنبه روحي و عاطفي اين نوع رابطه جنسي هم بايد گفت که: چون رابطه جنسي بايد براي هر دو طرف خوشايند باشد نه اينکه تنها يک نفر لذت جنسي ببرد و فرد مقابل درد روحي و يا جسمي را تحمل کند. هم از نظر روحي و هم از نظر جسمي هر دو طرف بايد براي انجام اين کار راضي باشند در غير اينصورت در دراز مدت بين آنها فاصله مي افتد.و به آقايان توصيه مي کنيم اين مسئله هرگز درخواست نکنند که در اکثر موارد براي شريک جنسي شان فقط آزار جسمي و روحي دارد (نزديک به ???% دختران مورد مصاحبه با همکارانمان احساس ناخوشايند و تجربه تلخ و کثيف را براي رابطه جنسي مقعدي عنوان کردند.) در نهايت اگر دو نفر تصميم گرفتند که اين نوع رابطه را تجربه کنند رعايت چند نکته را بايد بکنند. از نظر بهداشتي يکي استفاده از کاندوم است و يکي نظافت ناحيه مقعد. مي توانيد از مواد بي حس کننده مثل ژل ليدوکايين در دهانه مقعد استفاده کنيد اما اين مواد مي توانند باعث پارگي کاندوم بشوند. بنابراين با استفاده از مواد لغزنده کننده خيلي به آهستگي ابتدا با انگشت و سپس آلت را به آهستگي وارد کنيد. از مقدار زيادي مايع لغزنده کننده محلول در آب استفاده کنيد ( نه محلول در چربي چون کاندوم را پاره مي کند). سلام بر شما شما مرتکب دو عمل حرام شده ايد: 1. ظاهرا رابطه ي شما يک رابطه ي نامشروع با جنس مخالف بوده است. 2. از آنجاييکه از سکس مقعدي لذت نبرده ايد، اين نوع سکس بر شما حرام بوده است، سکس مقعدي تنها در صورتي حلال و البته مکروه است که زن از آن لذت ببرد! بخشش و يا عدم بخشش اين دو عمل حرام تنها مربوط به پروردگار شماست و به موجب مجرد بودنتان، اين اعمال ارتباطي با شوهر آينده ي شما ندارد! پشيماني شما از رابطه ي نامشروعي که داشته ايد موجب قبولي توبه ي شماست، پس توبه کرده و اين عذاب وجدان را نعمتي بدانيد که از ارتکاب مجدد شما به گناه پيشگيري مي کند! پس از توبه شما پاک مي شويد، آنچنانچه پاک بوده ايد، بنابراين در صورت مهيا شدن فرصت مناسبي براي ازدواج، بدون هيچ واهمه اي نسبت به آينده، آن را پذيرفته و به همسرتان وفادار بمانيد! دخول آلت تناسلي مرد به آلت تناسلي زن دردناک نبوده و لذت بخش است، چراکه آلت تناسلي زن بر خلاف مقعدش براي سکس آفريده شده و با آن سازگار گشته است، حال آنکه مقعد خود را با خروج مدفوع سازگار نموده است و نه دخول يک آلت مردانه بر اساس آمارهاي بدست آمده، هر دانشجو در حدود دو ميليون ريال به صندوق هاي قرض الحسنه بدهکار است و اين رقم پس از فارغ التحصيلي به ? ميليون ريال نيز ميرسد. از آنجايي که سود وام ها اغلب زياد مي باشد هر چقدر بيشتر در پس دادن آنها تعلل کنيد، مجبور به پرداخت هزينه هاي بيشتري خواهيد شد. بهتر است تا آنجايي که مي توانيد بر روي باز پرداخت وام هاي خود تمرکز کنيد و سعي کنيد ميزان سپرده کلي خود را تا آنجايي که مي توانيد افزايش دهيد. با اين کار اعتبار خود را در بانک ها افزايش مي دهيد. اعتبار هم ربطي به ميزان پول نقدي که در حساب خود خوابانده ايد ندارد، به طور معمول، کمترين ميزان پرداخت شما در هر ماه مي تواند ?% از کل بدهيتان را در بر بگيرد. اگر قرار باشد ? ميليون تومان را در ?? نوبت پرداخت کنيد، مي توان گفت که تقريباً با ماهي دويست هزار تومان به راحتي مي توانيد اين کار را انجام دهيد. شايد مدت زمان بسيار زياد براي انجام دادن اين کار احتياج باشد، اما پس از اينکه حساب خود را تصفيه کرديد، اعتبار بالايي نيز از آنتان خواهد شد و به هر حال ميزان بازپرداخت هم زياد نبوده و اصلاً متوجه هم نخواهيد شد. درس اول و دوم به راحتي به شما کمک مي کنند که درس سوم را بتوانيد به درستي انجام دهيد. طبق ارزش هاي پولي و مالي مي توان اظهار داشت که هر هزار توماني که امروز پس انداز کنيد، در آينده مي تواند ارزش بسي بالاتري داشته باشد. پ اگر شما تصميم جدي در پس انداز کردن پول هايتان گرفته ايد، بايد به خاطر داشته باشيد که اين شما هستيد که بايد به آنها بگوييد که کجا بروند نه اينکه تعجب کنيد که آنها خودشان کجا مي روند! و اگر هم در حال حاضر برنامه اي براي سرمايه گذاري پول هايتان نداريد، بهتر است فعلاً يک حساب پس انداز موقتي باز کنيد. همچنان که شما به نحوه پس انداز پول هايتان فکر مي کنيد، بايد به اين نکته توجه داشته باشيد که روزها، هفته ها و ماهها در حال سپري شدن است. پول شما مي تواند در طول اين مدت برايتان کار کرده و سود بسيار زيادي را عايدتان کند. حتي اگر ?? يا ??? هزار تومان هم داريد، اصلاً مهم نيست، تنها نکته مهم که بايد به خاطر داشته باشيد اين است که تعلل بيش از اندازه به هيچ وجه جايز نمي باشد